تبلیغات
قاهان

آسیب شناسی محرم و عزاداری (8

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:50 ق.ظ

 2.غلو 

دیگر آسیب، طرح مسایل غلوآمیز در عزاداری‌هاست "حسین اللهی شدن"! "زینب اللهی شدن"! و از این رهگذر خود را مقدس جلوه دادن. قرآن کریم از غلو نهی می کند "یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم ولا تقولوا علی الله الا الحق." (26) ای اهل کتاب، غلو در دین نکنید و بر خدا جز حق نگویید. "قل یا اهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم." (27) ای اهل کتاب در دینتان غلو نکنید. پیامبر(ص) فرمود: "ایکم والغلو فی الدین فانما هلک من کان قبلکم بالغلو فی الدین"(28). از غلو در دین بپرهیزید، گذشتگان شما با غلو در دین هلاک شدند. امامان ما شدیدترین برخورد را با غُلات داشتند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: "اللهم انی بریء من الغلاه کبراءه عیسی بن مریم من النصاری اللهم اخذلهم ابداً ولا تنتصر منهم احداً"(29)؛ خدایا من از غلات بیزارم همانند بیزاری حضرت عیسی از نصاری. خدایا آنها را تا همیشه خوار کن و هیچ کدام از آنها را یاری مکن. و برخی از غلاتی را که مدعی ربوبیت مولا علی(ع) بودند سوزاند(30). امام صادق(ع) فرمود: "احذروا علی شبابکم الغلاه لا یفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله یصغرون عظمه الله و یدعون الربوبیه لعبادالله و الله ان الغلاه اشر من الیهود  النصاری و المجوس و الذین اشرکوا"(31)؛ از جوانان خود از شر غلات بر حذر باشید مباد آنها را فاسد کنند همانند غلات بدترین بندگان خدا هستند عظمت خداوند را تحقیر کرد و ادعای خدائی برای بندگان خدا دارند. به خدا قسم غلات بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان هستند. امام رضا(ع) فرمود: "لعن الله الغلاه ... لا تقاعدوا هم ولا تصادقوا هم و ابرأء منهم بریء الله منهم"(32)؛ خدا غلات را لعنت کند... همنشین اینها نشوید طرح دوستی با آنها نریزید، همان گونه که خداوند از انها برائت جسته شما هم برائت بجویید.

در رابطه با غلات چهار کتاب زیر خواندنی است:

1.الجذور التاریخیه و النفسیه للغلو و الغلاه تألیف سامی العزیزی؛

2.شبهه الغلو عنه الشیعه تألیف دکتر عبدالرسول غفار؛

3.پژوهشی درباره طوایف غلاه تا پایان غیبت صغری و موضع ائمه در این باره تألیف اسکندر اسفندیاری،

4.غالیان کاوشی در جریان ها و برآیندها تألیف نعمت الله صفری فروشانی.

با این همه انزجاری که ما از اهل بیت(ع) از غلات می بینیم متأسفانه می بینیم که همچنان در برخی از عزاداری ها باز نمونه هایی از غلو مطرح می شود که تأثیر فراوانی در تخریب چهره ائمه(ع) داشته و دارد و سبب می شود چهره شیعه که پیوسته چهره ای دین مدار و منطقی بوده، چهره ای تحریف شده و نادرست معرفی گردد.

 

 3.دروغ 

عرضه دروغ در این عرصه ها، آفت دیگر این مجالس است. ما معتقد نیستیم که هدف وسیله را توجیه کند و چون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. این دردی است که صد سال قبل مرحوم محدث نوری در "لؤلؤ و مرجان" از آن نالیده و به نحو مبسوط در نکوهش دروغ و دروغگویی در عزاها سخن گفته اند و نمونه هایی هم آورده اند. شهید مطهری درباره این کتاب می گوید که من خیال نمی کنم در هیچ کتاب درباره دروغ به طور کلی به اندازه ای که در این کتاب بحث شده، بحث شده باشد. چنین کتابی شاید در دنیا وجود نداشته باشد(33).

نقل چند نکته در اینجا گفتنی است:

1.برخی مطالبی که در رابطه با سالار شهیدان گفته می شود دروغ بودنش بیّن است مثل آن که گفته می شود طول نیزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و یا عدد کسانی که با امام حسین جنگیدند 000/600 نفر سواره بودند، یک میلیون پیاده! و یا 000/800 نفر! امام حسین 000/300 نفر آنها را کشت، حضرت عباس 000/25 نفر آنها را! در حالی که نص تاریخی مورد اعتماد می گوید عدد لشکر یزید 000/30 یا 000/80 یا 000/100 بیشتر نبوده است و عدد کسانی که سیدالشهدا کشته 1800 نفر بوده اند... برخی مطالب است که دروغ بودنش بیّن نیست ما باید در برابر مطالب دروغ بیّن، موضع داشته باشیم اما دروغ غیر بیّن را باید تأمل کرد.

2.باید توجه داشت پرورش روضه یعنی متن را محور قرار دادن و همان را توضیح دادن دروغ نیست، آن چنانکه زبان حال هم اگر وهن آمیز نباشد دروغ نیست.

3.ملاک صحت و سقم و راست و دروغ بودن هم تنها منابع معروف نیست، چه بسا مطلبی که در منابع دست دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبی که در منابع دست اول هست و دروغ است. به هر حال دروغ از آفات همیشه مجالس عزا بوده است لیکن حرف این است فراوانند کسانی که می خواهند روضه درست بخوانند ولیکن منبع مورد اعتماد ندارد منابعی مثل نفس المهموم، لهوف و... بخشی از روضه های راست است نه همه آنها.

در اینجا، جا دارد که از حوزه های علمیه گله کنیم که آیا این همه که از روضه های دروغ می نالید آیا گامی در جهت تدوین روضه های درست برداشته اید؟ سوگوارانه باید گفت نه. فراوانند جوان های متدینی که می‌گویند ما می خواهیم روضه درست و صحیح بخوانیم شما کتاب به ما معرفی کنید، ولی متأسفانه کار نشده است. به هر حال دروغ همیشه حرام است به ویژه آنجا که با آن مقدسات هتک شود. مسوغات کذب (مواردی که اجازه دروغ گفتن داریم) در فقه ما روشن است: یکی در مقام ضرورت است "الدین اکره و قلبه مطمئن بالایمان" و دیگر جهت اصلاح بین مردم "المصلح لیس بکذاب". هیچ نداریم که گریاندن مردم برای اهل بیت(ع) هم از مسوغات کذب است!

 

 4.مطالب ذلت آمیز 

طرح مطالب ذلت آمیز، تعبیرهایی همچون زینب مضطر و... امام زین العابدین بیمار و... که ذلت از ساحت مقدس اهل بیت(ع) به دور است. که: "ولله العزة و لرسوله و للمؤمنین"(34) حسینی که نه تنها خودش نماد عزت است حتی به بازماندگان خویش هم تأکید بر حفظ عزت دارد: "یا اختی انی اقسمت علیک فابرئ قسمی لا تشقی علی حبیبا ولا تخمشی علی وجهاً ولا تدعی علیّ بالویل و الثبور اذا انا هلکت"(35)؛ خواهرم تو را قسم می دهم که پس از من گریبان چاک مزن، سیلی بر صورت مزن، و بر من واژه های وای و نابودی را به کار مبر. آن وقت با این همه تأکید کسی بیاید بگوید: پس از آن که عبیدالله بن زیاد عمربن سعد را به سوی امام حسین(ع) فرستاد تا با آن حضرت بجنگد (چون انبوه سپاهیان عمرسعد را دید و فهمید که با یاران اندکش توان مقابله با آنها را ندارد) به عمربن سعد گفت یکی از سه پیشنهاد مرا بپذیر:

1.رهایم کن از همان راهی که آمدم برگردم!

2.یا بگذار بروم به مرز و سرحدات ترک و با آنها بجنگم!

3.و یا مرا پیش یزید ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بیعت کنم تا او خودش درباره من حکم کند!

عمربن سعد این سه پییشنهاد را از طرف امام حسین(ع) به ابن زیاد گزارش داد اما ابن زیاد هیچ کدام را قبول نکرد و به عمرسعد نوشت حسین بیش از این دو راه ندارد یا باید زیر فرمان من درآید و به حکم من تسلیم شود و یا کشته شود!

این قطعاً دروغ است ذلت است، و با ساحت مقدس سیدالشهدا(ع) سازگاری ندارد گرچه آن را ابن قتیبه دینوری، ابوالفرج اصفهانی، ابن عساکر دمشقی، ابن اثیر جزری و مانند آنها نقل کرده اند.

 

پی نوشت ها:

1.شورا، آیه 23.

2.حج / 32.

3.نساء / 48.

4.سنن ابن ماجه، ج 1، ص 88.

5.مقتل خوارزمی، ج 1، ص 88.

6.مجمع الزوائد هیثمی، ج 9، ص 189.

7.مقتل خوارزمی، ج 1، ص 159.

8.مقتل خوارزمی، ج 2، ص 167.

9.در این زمینه ر.ک: سیرتنا و سنتنا سیره نبینا از مرحوم علامه امینی و کتاب اقناع اللائم از مرحوم سید محسن امین.

10.کامل الزیارات، ص 174.

11.قیام عاشورا در کلام و بیان امام خمینی.

12.همان.

13.همان.

14.روزنامه جمهوری اسلامی 5/3/83.

15.کشف الاسرار، ص 173.

16.کشف الاسرار، ص 141.

17.سوره شوری، 23.

18.سوره سبأ، 47.

19.سوره فرقان، 57.

20.اهل البیت فی الکتاب و السنه.

21.نهج البلاغه، خطبه 97.

22.اهل البیت فی الکتاب و السنه، ص 101 به نقل از کشف الغمه، ج 2، ص 35. امالی طوسی، 483، کفایه الاثر، ص 111.

23.مجله هیأت ماهنامه تخصصی هیأت رزمندگان اسلام شماره 9، ص 5 و ص 6.

24.الغدیر، ج 2، ص 295.

25.الغدیر، ج 2، ص 307، الانمانی، ج 17، ص 43.

26.سوره نساء، آیه 171.

27.سوره مائده، آیه 77.

28.مسند احمد بن حنبل.

29.بحارالانوار، ج 25، ص 284.

30.بحارالانوار، ج 18، ص 552/ مستدرک الوسائل، ج 18، ص 17.

31.بحارالانوار،  ج 25، ص 266.

32.اهل البیت فی الکتاب و السنه.

33.مجموعه آثار، ج 17، ص 613.

34.سوره منافقون، آیه 8.

35.ارشاد مفید 260. 259/ تاریخ طبری، ج 4، ص 318 و ص 319


آسیب شناسی محرم و عزاداری (7

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:49 ق.ظ

چرا امامان از کمیت این همه تجلیل کردند؟ چرا امام سجاد(ع) به کمیت می گوید که ما از پاداش کار تو و اشعار تو عاجزیم خدا خودش به تو پاداش دهد(24). امام صادق(ع) می فرماید: خدایا گناهان گذشته و آینده کمیت و گناهانی که پنهان و آشکار انجام داده ببخش و آن قدر به او بده تا راضی شود. این بدان دلیل است که شاعر متعهد و ارزشی است قصیده هاشمیات 578 بیتی او تمام معرفی اهل بیت، فجایع بنی امیه و حکومت عدل اسلامی است. در پایان شعرش می گوید:

الیکم ذوی آل النبی تطلعت

 

تو ازع من قلبی ظماء و البب

 

فانی عن الامر الذی تکرهونه

 

بقولی و فعلی مااستطعت لا جنب

 

اعضای تشنه از قلب و عقل و وجودم همواره به سوی شما خاندان پاک پیغمبر نظاره گر است.

پس من نسبت به آنچه شما دوست ندارید با گفتار و رفتار خویش تا آنجا که در توان من است از آن دوری می‌جویم. او آن چنان شیفته اهل بیت است که فرزندش می گوید به هنگام شهات سه بار اللهم صل علی محمد و آل محمد گفت و به دیدار خدا رفت(25). و نیز تجلیلی که از دیگر شاعران اهل بیت همانند فرزدق، دعبل، حمیری و مانند آن داشته اند همگی در این راستا بود. اهل بیت مجلس عزایی را می پسندند که در آن احیاء امر اهل بیت و مکتبشان باشد. مجالس عزای این چنینی بود که انقلاب آفرین و مبدأ قیام پانزدهم خرداد شد که مبدأ انقلاب بزرگ اسلامی است. عاشورای سال 1342 که دو روز بعد امام  دستگیر شد و حوادث پانزدهم خرداد پیش آمد نوحه این بود:

گفت عزیز فاطمه 

 

نیست ز مرگ واهمه

 

تا به تنم توان بود

 

زیر ستم نمی روم

 

ننگ حیات و ذلتش

 

عزت مرگ و لذتش

 

من ز یزید بی پدر

 

ظلم و ستم نمی کشم

 

شعر رایج عزای انقلابی این بود که:

بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است

 

که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

 

نه ظلم کن به کسی نه به زیر ظلم رو

 

که این مرام حسین است و منطق دین است

 

یا شعر زنده و حماسی شاعر معاصر آقای بهجتی:

اندر آنجا که باطل امیر است

 

اندر آنجا که حق سر بزیر است

 

اندر آنجا که دین و مروت

 

پایمال و زبون و اسیر است

 

راستی زندگی ناگوار است

 

 مرگ بالاترین افتخار است

 

اندر آنجا که از فرط بیداد

 

 نیست مظلوم را تاب فریاد

 

اندر آنجا که ظالم به مستی

 

 بر سر خلق می تازد آزاد

 

مهر بر لب نهادن گناه است

 

 خامشی بدترین اشتباه است

 

این اساس مرام حسین است

 

روح و رمز قیام حسین است

 

یا که آزادگی یا شهادت

 

 حاصلی از پیام حسین است

 

شیعه او هم اینسان غیور است

 

 تا ابد از زبونی به دور است

 

شیعه و تن به بیداد دادن؟ 

 

شیعه و مهر برلب نهادن؟

 

شیعه و خفتن و آرمیدن؟ 

 

شیعه و در مذلت فتادن؟

 

شیوه شیعه هرگز نه اینست

 

شیعه نبود هر آن کس چنین است

 

زان شهید سر از دست داده 

 

 زان فداکار در خوان فتاده

 

جاودان آید این بانگ پرشور

 

لا اری الموت الا سعاده

 

آری آزاد مردان بکوشند

 

بر ستمگر چو طوفان خروشند

 

شور عالم ز نام حسین است

 

 مستی جان ز جام حسین است

 

هر کجا نهضتی حق پسند است

 

ریشه اش از قیام حسین است

 

او به خون این سخن کرد ترسیم

 

پیش ظالم نگردید تسلیم

 

هم اکنون هم اگر بخواهیم احیاگر عزاداری راستین و عاشورایی باشیم باید در مجالس عزاداری هم از مقامات ملکوتی امامان بگوئیم و هم از مقامات مُلکی آنان! باید از جنبه الگوئی و اسوه بودن آنها بگوییم و نباید به صرف ابراز عشق اکتفا نماییم.




آسیب شناسی محرم و عزاداری (6

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:46 ق.ظ

 افراط و تفریط در عرصه آسیب ها 

پیش از آن که وارد عرصه بحث از آسیب‌ها شویم تذکر یک نکته را ضروری می‌دانم و آن این که: در عرصه مقابله با آسیب‌ها دو نظریه وجود دارد که بنده معتقدم در دو طرف افراط و تفریط است و نظریه معتدل حد وسط است. این دو نظریه عبارتند از:

1-یک نظریه آن است که عزاداری امر مقدسی است اصلاً نباید در این عرصه وارد شد. بگذاریم مردم هر کاری می کنند بکنند به هر شکلی که می‌خواهند عزاداری کنند. اگر بخواهیم در این میدان وارد شویم و نقد کنیم چه بسا اصل عزاداری آسیب می بیند؛ پس چرا دست به ابروی و عزاداری بزنیم که در نتیجه چشم کور شود! صاحبان این نظریه باید توجه کنند که اگر از عزاداری آسیب زدائی نشود چه بسا اصل عزاداری آسیب دیده و شاهد آن باشیم که چند سال آینده در عزاداری همه چیز باشد جز احیاء مکتب سالار شهیدان(ع). ما نمی‌توانیم در این عرصه بی تفاوت باشیم و اجازه دهیم در پوشش عزاداری، گناه و معصیت صورت پذیرد.

2-نظریه دوم که نظریه تفریطی می دانیم این است که به گونه‌ای از عزاداری‌ها انتقاد کنیم که خدای ناکرده مردم از اصل برپایی آن دلسرد شوند. به گونه‌ای از مداح‌ها انتقاد کنیم که خوبان آنها نیز زیر سوال روند. بحمدالله در جمع مداحان کشور کسانی هستند که هم مخلصانه می خوانند هم با مطالعه و هم مراقب اند از حدود شرع خارج نشوند. من ارج و ارزش اینگونه مداحان را از دعبل و کمیت دیروز کمتر نمی دانم. نباید به گونه‌ای از خطبا انتقاد کنیم که تر و خشکش همه با هم بسوزد! خطبای ارزشی که زبان گویای اسلام‌اند نیز آسیب ببینند. اینهم نادرست است، ما معتقدیم باید در این عرصه جانب اعتدال را گرفت. بر برپایی عزای حسینی و اهل بیت(ع) تاکید داشته باشیم، از خطبا و مداحان مخلص تجلیل و تکریم کنیم، در عین حال رسالت روشنگری خود را در عرصه عزاداری‌ها همانند دیگر عرصه‌ها داشته باشیم بنابراین اگر در این مجلس عظیم سخن از آسیب‌ها داریم، هرگز در صدد تخریب عزاداری‌ها، خطبا و مداحان مخلص نیستیم؛ بلکه در پی آنیم که این نهاد مقدس با نشاط و شادابی بماند و همانند گذشته الهام بخش باشد.

 

 ب- آسیب‌ها 

آسیب‌هایی که در این عرصه قابل ذکر است بر دو قسم است: یکی آسیب محتوائی است و دیگر آسیب شکلی است اما آسیب‌های محتوایی عبارتند از:

 

  آسیب‌های محتوایی 

  1-طرح یک جانبه سیمای معصومین 

طرح یک جانبه سیمای پیامبر(ص) و معصومین(ع) در مجالس عزا و شادی اهل بیت(ع) و تنها جنبه قداست و ملکوتی امامان را مطرح کردن و بس. توضیح آن که پیامبر و امامان دو جنبه دارند: یکی جنبه ملکوتی که در این نگاه معصوم‌اند، علم غیب دارند، ولایت تکوینی دارند و... و دیگر جنبه ملکی و زمینی "قل انما انا بشر مثلکم." ما باید در مجالس اهل بیت هر دو بعد را مطرح کنیم و تاکید بر بعد دوم داشته باشیم؛ آنها الگوی زندگی اند جنبه های الگویی زندگی اهل بیت مطرح شود اینست که سازنده است؛ از مناقب اهل بیت بگوئیم از انس آنها با خداوند، ارتباط صمیمی با مردم، گره گشایی از کار مردم، زهد، شجاعت و ... و دهها بعد دیگر. قرآن و روایات حتی ابراز محبت به اهل بیت(ع) را مقدمه برای عمل می دانند. در آیه‌ای می‌خوانیم: "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی"؛ بگو بر این رسالت از شما اجری نمی‌خواهم جز مودت قربی (خمسه طیبه طاهره) (17) در آیه دیگر می‌خوانیم: "قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله) اجری که خواستم به نفع شماست اجرم بر خداست.(18) در آیه سوم می خوانیم: "قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا "؛ بگو اجری بر رسالت از شما نمی‌خواهم مگر کسی که بخواهد راه به سوی خداوند بیاید.(19) از مجموع سه آیه استفاده می شود مودت هم جهت راه یابی به سوی خداوند است. این از قرآن؛ در روایات هم فراوان بر الگو بودن اهل بیت(ع) تاکید شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود اهل بیت من فارق بین حق و باطلند، اینها امامانی‌اند که باید به آنها اقتدا کرد.(20)

"عن مولینا امیرالمؤمنین(ع) انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا ولا تسبقوا هم فتضلوا ولا تتاخروا عنهم فتهلکوا"(21)؛ مولی علی(ع) فرمود به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام برمی دارند بروید. قدم جای قدمشان بگذارید آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید اگر قیام کردند قیام کنید،از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید.

"عن رسول الله (ص) اجعلوا اهل بیتی منکم مکان الرأس من الجسد و مکان العینین من الرأس فان الجسد لا یعندی الا بالرأس ولا یعتدی الرأس الا بالعینین"(22)؛ پیامبر اسلام(ص) فرمود اهل بیتم را همانند سر در پیکره زندگی قرار دهید و همانند دو چشم از سر؛ همانا جسد جز با سر راه به جانی نمی برد، هدایت سر هم با چشم‌ها است.

آنچه که بسی مایه تأسف است آن است که اخیراً در برخی از مجالس حتی از بُعد ملکوتی امامان و مناقب معنوی آنان گفته نمی شود و صرفاً سخن از توصیف چشم و ابروی اهل بیت است. همان که مورد نقد مقام معظم رهبری هم قرار گرفت. چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدح‌ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت می‌شود بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌های قشنگش بوده... اینها سطح معارف دینی ما را پایین می‌آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب بدون این که شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد.(23)  بنگیرید به نمونه‌هایی از این سست مطرح کردن ها:

همه هستیم و مدیون چشماتم می دونی

 

از همان روز ازل مست نگاتم می دونی

 

کار چشماش دلبریه

 

قد و بالای قشنگش عجب محشریه

 

سیاهه چشات جزیره دله 

 

هر کس از نسل توئه چه خوشگله

 

از نگاه تو محبت می باره 

 

مردی از مردونگیت کم میاره

 

با این که من خوب می دونم آدمی بی اصل و نسبم 

 

بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم

 

خوب می شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می زنم

 

 نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل می زنم

 

به روی صفحه می کشم پیشانی بلند مشو

 

ابروهای کمونی شو صورت آسمونی شو

 

تا که به چشماش می رسم کشیدنش چه مشکله

 

آخر چشای یار من سیاهه خیلی خوشگله

 

آیا اینها مناقب اهل بیت است آیا داشتن چشم‌های آن چنانی ارزشی است یا فداکاریها و از جان گذشتگی‌ها؟ و...

امامان که این همه تأکید بر عزاداری داشتند بر این نکته هم تأکید داشتند که عزاداری‌ها باید جهت روشنگرانه، افشاگرانه و هدایت گرانه داشته باشد برای این کار عملاً از شعرای متعهد و ارزش آن روز که نقش مداح ها و مرثیه خوان‌های امروز را داشتند تجلیل‌ها و تکریم‌ها می کردند.




آسیب شناسی محرم و عزاداری (6

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:39 ق.ظ

 افراط و تفریط در عرصه آسیب ها 

پیش از آن که وارد عرصه بحث از آسیب‌ها شویم تذکر یک نکته را ضروری می‌دانم و آن این که: در عرصه مقابله با آسیب‌ها دو نظریه وجود دارد که بنده معتقدم در دو طرف افراط و تفریط است و نظریه معتدل حد وسط است. این دو نظریه عبارتند از:

1-یک نظریه آن است که عزاداری امر مقدسی است اصلاً نباید در این عرصه وارد شد. بگذاریم مردم هر کاری می کنند بکنند به هر شکلی که می‌خواهند عزاداری کنند. اگر بخواهیم در این میدان وارد شویم و نقد کنیم چه بسا اصل عزاداری آسیب می بیند؛ پس چرا دست به ابروی و عزاداری بزنیم که در نتیجه چشم کور شود! صاحبان این نظریه باید توجه کنند که اگر از عزاداری آسیب زدائی نشود چه بسا اصل عزاداری آسیب دیده و شاهد آن باشیم که چند سال آینده در عزاداری همه چیز باشد جز احیاء مکتب سالار شهیدان(ع). ما نمی‌توانیم در این عرصه بی تفاوت باشیم و اجازه دهیم در پوشش عزاداری، گناه و معصیت صورت پذیرد.

2-نظریه دوم که نظریه تفریطی می دانیم این است که به گونه‌ای از عزاداری‌ها انتقاد کنیم که خدای ناکرده مردم از اصل برپایی آن دلسرد شوند. به گونه‌ای از مداح‌ها انتقاد کنیم که خوبان آنها نیز زیر سوال روند. بحمدالله در جمع مداحان کشور کسانی هستند که هم مخلصانه می خوانند هم با مطالعه و هم مراقب اند از حدود شرع خارج نشوند. من ارج و ارزش اینگونه مداحان را از دعبل و کمیت دیروز کمتر نمی دانم. نباید به گونه‌ای از خطبا انتقاد کنیم که تر و خشکش همه با هم بسوزد! خطبای ارزشی که زبان گویای اسلام‌اند نیز آسیب ببینند. اینهم نادرست است، ما معتقدیم باید در این عرصه جانب اعتدال را گرفت. بر برپایی عزای حسینی و اهل بیت(ع) تاکید داشته باشیم، از خطبا و مداحان مخلص تجلیل و تکریم کنیم، در عین حال رسالت روشنگری خود را در عرصه عزاداری‌ها همانند دیگر عرصه‌ها داشته باشیم بنابراین اگر در این مجلس عظیم سخن از آسیب‌ها داریم، هرگز در صدد تخریب عزاداری‌ها، خطبا و مداحان مخلص نیستیم؛ بلکه در پی آنیم که این نهاد مقدس با نشاط و شادابی بماند و همانند گذشته الهام بخش باشد.

 

 ب- آسیب‌ها 

آسیب‌هایی که در این عرصه قابل ذکر است بر دو قسم است: یکی آسیب محتوائی است و دیگر آسیب شکلی است اما آسیب‌های محتوایی عبارتند از:

 

  آسیب‌های محتوایی 

  1-طرح یک جانبه سیمای معصومین 

طرح یک جانبه سیمای پیامبر(ص) و معصومین(ع) در مجالس عزا و شادی اهل بیت(ع) و تنها جنبه قداست و ملکوتی امامان را مطرح کردن و بس. توضیح آن که پیامبر و امامان دو جنبه دارند: یکی جنبه ملکوتی که در این نگاه معصوم‌اند، علم غیب دارند، ولایت تکوینی دارند و... و دیگر جنبه ملکی و زمینی "قل انما انا بشر مثلکم." ما باید در مجالس اهل بیت هر دو بعد را مطرح کنیم و تاکید بر بعد دوم داشته باشیم؛ آنها الگوی زندگی اند جنبه های الگویی زندگی اهل بیت مطرح شود اینست که سازنده است؛ از مناقب اهل بیت بگوئیم از انس آنها با خداوند، ارتباط صمیمی با مردم، گره گشایی از کار مردم، زهد، شجاعت و ... و دهها بعد دیگر. قرآن و روایات حتی ابراز محبت به اهل بیت(ع) را مقدمه برای عمل می دانند. در آیه‌ای می‌خوانیم: "قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی"؛ بگو بر این رسالت از شما اجری نمی‌خواهم جز مودت قربی (خمسه طیبه طاهره) (17) در آیه دیگر می‌خوانیم: "قل ما سئلتکم من اجر فهو لکم ان اجری الا علی الله) اجری که خواستم به نفع شماست اجرم بر خداست.(18) در آیه سوم می خوانیم: "قل ما اسئلکم علیه من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا "؛ بگو اجری بر رسالت از شما نمی‌خواهم مگر کسی که بخواهد راه به سوی خداوند بیاید.(19) از مجموع سه آیه استفاده می شود مودت هم جهت راه یابی به سوی خداوند است. این از قرآن؛ در روایات هم فراوان بر الگو بودن اهل بیت(ع) تاکید شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود اهل بیت من فارق بین حق و باطلند، اینها امامانی‌اند که باید به آنها اقتدا کرد.(20)

"عن مولینا امیرالمؤمنین(ع) انظروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثر هم فلن یخرجوکم من هدی و لن یعیدوکم فی ردی فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا ولا تسبقوا هم فتضلوا ولا تتاخروا عنهم فتهلکوا"(21)؛ مولی علی(ع) فرمود به اهل بیت پیامبرتان بنگرید، از آن سو که گام برمی دارند بروید. قدم جای قدمشان بگذارید آنها شما را هرگز از راه هدایت بیرون نمی برند و به پستی و هلاکت باز نمی گردانند. اگر سکوت کردند سکوت کنید اگر قیام کردند قیام کنید،از آنها پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از آنان عقب نمانید که نابود می گردید.

"عن رسول الله (ص) اجعلوا اهل بیتی منکم مکان الرأس من الجسد و مکان العینین من الرأس فان الجسد لا یعندی الا بالرأس ولا یعتدی الرأس الا بالعینین"(22)؛ پیامبر اسلام(ص) فرمود اهل بیتم را همانند سر در پیکره زندگی قرار دهید و همانند دو چشم از سر؛ همانا جسد جز با سر راه به جانی نمی برد، هدایت سر هم با چشم‌ها است.

آنچه که بسی مایه تأسف است آن است که اخیراً در برخی از مجالس حتی از بُعد ملکوتی امامان و مناقب معنوی آنان گفته نمی شود و صرفاً سخن از توصیف چشم و ابروی اهل بیت است. همان که مورد نقد مقام معظم رهبری هم قرار گرفت. چیز دیگری که بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا کردم استفاده از مدح‌ها و تمجیدهای بی معناست که گاهی هم مضر است. فرض کنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت می‌شود بنا کنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف کردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌های قشنگش بوده... اینها سطح معارف دینی ما را پایین می‌آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب بدون این که شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد.(23)  بنگیرید به نمونه‌هایی از این سست مطرح کردن ها:

همه هستیم و مدیون چشماتم می دونی

 

از همان روز ازل مست نگاتم می دونی

 

کار چشماش دلبریه

 

قد و بالای قشنگش عجب محشریه

 

سیاهه چشات جزیره دله 

 

هر کس از نسل توئه چه خوشگله

 

از نگاه تو محبت می باره 

 

مردی از مردونگیت کم میاره

 

با این که من خوب می دونم آدمی بی اصل و نسبم 

 

بده اجازه ای خدا عشقمو نقاشی کنم

 

خوب می شه قلب عاشقم یه طرح خوشگل می زنم

 

 نقش یه مرد پهلوون طرح شمایل می زنم

 

به روی صفحه می کشم پیشانی بلند مشو

 

ابروهای کمونی شو صورت آسمونی شو

 

تا که به چشماش می رسم کشیدنش چه مشکله

 

آخر چشای یار من سیاهه خیلی خوشگله

 

آیا اینها مناقب اهل بیت است آیا داشتن چشم‌های آن چنانی ارزشی است یا فداکاریها و از جان گذشتگی‌ها؟ و...

امامان که این همه تأکید بر عزاداری داشتند بر این نکته هم تأکید داشتند که عزاداری‌ها باید جهت روشنگرانه، افشاگرانه و هدایت گرانه داشته باشد برای این کار عملاً از شعرای متعهد و ارزش آن روز که نقش مداح ها و مرثیه خوان‌های امروز را داشتند تجلیل‌ها و تکریم‌ها می کردند.

ادامه دارد 




آسیب شناسی محرم و عزاداری(5

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:36 ق.ظ

اینک این شما و این متن سخنرانی.

والسلام علیکم و رحمةالله - سید احمد خاتمی 21/6/84- 7 شعبان 1426

بسم الله الرحمن الرحیم

 

  الف- جایگاه مراسم عزاداری 

عزاداری و برپایی مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولیاء خدا امری است که ریشه در قرآن و سیره نبوی(ص) و سیره امامان(ع) دارد. این عزاداری ها مصداق مودت اهل بیت(ع) است.(1مصداق تعظیم شعائر الهی است.(2) مصداق فریاد مظلوم علیه ظالم است (3) و در سیره نبی اکرم(ص) داریم که حضرت در سوگ شهدای احد و به ویژه حمزه سید الشهداء عزا گرفت و ترغیب به عزاداری بر حضرت کرد. نیز در سوگ شهادت حضرت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه عزا گرفت. برپائی مجلس عزا  را عیب نمی دانست و با آن برخورد نمی کرد. راوی گوید: یکی از بستگان پیامبر اکرم(ص) از دنیا رفت، زن‌ها جمع شدند و مجلس عزا برای او برپا کردند. عمر برخاست آنها را از این کار نهی کرد و آنها را طرد نمود. پیامبر(ص) فرمود: عمر، رهایشان کن که چشم، گریان و قلب، مصیبت دیده و داغ تازه است. (4) شنیدنی است که پیامبر اکرم(ص) برای امام حسین(ع) در روز اول ولادتش مجلس عزا گرفت. (5) در منزل ام سلمه در دوره کودکی برای امام حسین مجلس عزا گرفت. (6) در منزل عایشه برای حضرت امام حسین(ع) مجلس عزا گرفت.(7) در خانه امام علی(ع) برای حضرت مجلس عزا گرفت.(8) بنابراین اگر بگوئیم بنیانگزار عزاداری بر سید و سالار شهیدان، حضرت نبی اکرم(ص) و امامان(ع) بوده است سخنی به گزاف نگفته‌ایم.(9)

در سیره امامان(ع) هم برنامه ای که هرگز در هیچ شرایطی ترک نشد برپائی عزا بر سالار شهیدان امام حسین(ع) بود. امام سجاد(ع) پس از امام حسین(ع) تا زنده بود در هر مجلس از داغ حسین می گفت و در حقیقت مجلس عزا برپا می کرد. امام باقر(ع) هم در شرایط سخت و خفقانی دستور می داد روز عاشورا عزای امام حسین را برپا کنند. مالک جهنی می گوید امام باقر(ع) در روز عاشورا فرمود: همه برای امام حسین(ع) گریه کنند و اهل خانه را دستور به گریه بر حضرت می داد.(10) همین سیره را حضرت امام صادق(ع) و امامان دیگر(ع) داشتند. آنها بر این امر اصرار داشتند که از رهگذر عزاداری و برپایی عزای سالار شهیدان چراغ پرفروز نهضت حسینی روشن بماند، که ماند.

مجالس عزای حسینی نه تنها نام سیدالشهداء(ع) را پرآوازه نگهداشته، بلکه سبب ماندگاری پیام اسلام عزیز شدند. بر این اساس است که احیاگر مکتب نجات بخش عاشورا در عصر حاضر حضرت امام خمینی(ره) بیشترین تاکیدها را بر برپائی عزاداری سید و سالار شهیدان داشتند: ملت ما قدر این مجالس را بدانند، این ها مجالسی است که زنده نگه می دارد ملت ها را(11) ملت ما را این مجالس حفظ کرده؛ بی خود نبود که رضاخان و مامورین ساواک تمام مجالس عزا را قدغن کردند.(12) مجالس عزا را با همان شکوهی که بیشتر انجام می گرفت و بیشتر از او حفظ کنید.(13) مجالس سوگواری ائمه اطهار(ع) را باید حفظ کنید اینها را باید حفظ کنید. اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ شود.

با توجه به جایگاه رفیع عزاداری و گوهر ارزشمندی که در آن نهفته است بدیهی است که دشمنان تلاش گسترده در جهت تخریب و تحریف آن داشته باشند. در برهه ای از زمان که عباسی ها قدرتمند بودند در پی تخریب عزای سالار شهیدان بودند که عزاداران را دستگیر می کردند، شکنجه و اعدام می کردند و در برهه‌ای که قدرت مقابله نداشتند، در پی تحریف آن بودند تا جلوی تاثیر گذاری این سنت مبارک را بگیرند. با توجه به تاثیر ژرف فرهنگ عاشورا در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی، دشمنان قسم خورده اسلام این بار در پی تحریف این فرهنگ بر آمدند تا تاثیر آفرینی آن را کمرنگ کنند. گزارش ذیل هشداری است برای همه آنان که در این رابطه تاثیر گذارند هم بانیان محترم، هم خطباء محترم، و هم مداحان محترم.

در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پیدا كردم استفاده از مدح‏ها و تمجیدهاى‏ بى معناست كه گاهى هم مضر است. فرض كنید راجع به حضرت اباالفضل صحبت مى‏شود بنا كنند از چشم و ابروى‏ آن بزرگوار تعریف كردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنیا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم هاى‏ قشنگش بوده ... اینها سطح معارف دینى ما را پایین مى‏آورد معارف شیعه در اوج اعتلاست... ارزش اباالفضل ‏العباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست، به آب نخوردن ‏اوست در عین تشنگى و بر لب آب بدون این كه شرعاً و عرفاً هیچ مانعى وجود داشته باشد.

 

 نقشه سیا در رابطه با فرهنگ عاشورا 

اخیراً کتابی به نام "نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی" در آمریکا انتشار یافته که در آن گفتگوی مفصلی با دکتر مایکل برانت یکی از معاونان سابق سیا سازمان اطلاعاتی مرکزی آمریکا انجام شده است. او در این زمینه می گوید بعد از مدت‌ها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تاثیر گذار بوده است. ما همچنین به این نیتجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی فعال و پویا هستند. در این گردهمایی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات برنامه ریزی‌هایی داشته باشیم؛ به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه در سه مرحله به ترتیب زیر انجام شد... پس از نظر سنجی‌ها و جمع‌آوری اطلاعات از سراسر جهان به نتایج مهمی دست یافتیم. متوجه شدیم که قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیت می باشد... . این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که به طور مستقیم نمی توان با مذهب شیعه رو در رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده کار کنیم. ما به جای ضرب المثل انگلیسی "تفرقه بیانداز، حکومت کن" از سیاست "اختلاف بیانداز، نابود کن" استفاده کردیم و در همین راستا برنامه ریزی‌های گسترده ای را برای سیاست‌های بلند مدت خود طرح کردیم حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعیان به گونه‌ای که در زمان مناسب علیه آنها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گسترده‌ای را علیه مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آنها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند.

یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار می کردیم موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی بود که هر ساله شیعیان با برگزاری مراسمی این فرهنگ را زنده نگه می دارند. ما تصمیم گرفتیم با حمایت های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلی اینگونه مراسم که افراد سودجو و شهرت‌طلب هستند عقاید و بنیان‌های شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسائل انحرافی در آن به وجود آوریم به گونه‌ای که شیعه یک گروه جاهل و خرافاتی در نظر آید.

در مرحله بعد باید مطالب فراوانی علیه مراجع شیعه جمع آوری کنیم و به وسیله مداحان و نویسندگان سودجو انتشار دهیم و تا سال 1389 مرجعیت را که سد راه اصلی اهداف ما می باشند تضعیف کرده و آنان را به دست خود شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی نابود کنیم و در نهایت تیر خلاص را بر این فرهنگ و مذهب بزنیم.(14)

 

  امام راحل، پیشگام آسیب زدایی 

لذاست که آسیب‌شناسی این مجالس و آسیب‌زدائی از آنها بزرگ‌ترین خدمت به نهاد مقدس عزاداری است. از کلمات امام راحل عظیم الشان استفاده می شود که آن امام عزیز با فراستی که در مومن است از حدود 60 سال پیش به این نکته هم توجه داشته اند: باید بدانید که اگر بخواهید نهضت شما محفوظ بماند باید این سنت‌ها را حفظ کنید البته اگر چنانچه ناروایی بوده است سابق و دست اشخاصی بی اطلاع از مسائل اسلام بوده، آنها یک قدری تصفیه شود لکن عزاداری به همان قوت خودش باقی بماند.(15)

در اینجا باید یک سخنی هم در خصوص عزاداری و مجالسی که به نام حسین بن علی(ع) برپا می شود بگوئیم. ما و هیچ یک از دینداران نمی گوئیم که با این اسم هر کسی هر کاری می کند خوب است؛ چه بسا علمای بزرگ و دانشمندان بسیاری از این کارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیری کردند. چنانکه همه می‌دانیم که در بیست و چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالکریم که از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شیبه خوانی را منع کرد و یکی از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانی کرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایی را که بر خلاف دستور دینی بوده منع کرده و می‌کنند.(16) بنابراین خدمت بزرگ در مقطع کنونی به عزاداری سالار شهیدان، شناسایی آسیب‌ها و تلاش در جهت آسیب‌زدایی است. روز چهارشنبه 9/6/84 گذشته در محضر آیت‌الله العظمی فاضل لنکرانی بودم صریح عبارت ایشان این بود که اگر این آسیب‌هایی که در برخی مجالس عزاداری هست ادامه یابد من بر اصل کیان تشیع احساس خطر می کنم. شبیه این اظهار نظر را آیت الله العظمی مکارم داشتند و فرمودند اگر این روند ادامه یابد، بیم آن می رود که روند مجالس عزاداری به دست کسانی بیفتد که اصلاً اهلیت ندارند.

 

ادامه دارد 


آسیب شناسی محرم و عزاداری (4

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:34 ق.ظ

متن کامل سخنرانی مهم سید احمد خاتمی در خبرگان

به دنبال طرح مسئله آسیب‌شناسی و آفت زدایی از مراسم عزاداری توسط حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در اجلاسیه اخیر مجلس خبرگان رهبری و اشاره رهبر انقلاب به آن، اظهار نظرهای متفاوتی درباره علل و انگیزه‌های طرح این مسئله در شرایط کنونی از سوی صاحب نظران و گروه‌های مختلف سیاسی به عمل آمد. در ادامه متن کامل این سخنان را که در پایگاه اطلاع رسانی رسا آمده است، به همراه توضیحات ایشان، ملاحظه می نمایید.

متنی که ملاحظه می فرمایید، متن سخنرانی اینجانب در مجلس خبرگان رهبری است که به پیشنهاد کمیسیون سیاسی- اجتماعی مجلس خبرگان و تصویب هیات رئیسه آن مجلس ایراد شده است. این سخنرانی از چند ویژگی برخوردار بود:

1-علاوه بر مطالعات قبلی، برای این سخنرانی حدود چهل ساعت مطالعه نمودم؛

2-با چهار تن از مراجع عظام تقلید و نیز هیات رئیسه محترم خبرگان و برخی از خبرگان در رابطه با مباحث مطروحه مشورت و رایزنی کردم؛

3-سخنرانی تماماً مستند بوده از جهت آیات و روایات و هم فتاوی مراجع عظام؛

4-در این سخنرانی تنها به بیان مشکل اکتفاء نشده، در حد توان راهکار هم ارائه شده است؛

5-سخنرانی در جمع فرهیختگان برجسته، دین شناسان بزرگ کشور اعضای محترم خبرگان رهبری ایراد شد؛

6-به شدت مورد استقبال اعضاء محترم آن مجلس قرار گرفت. هم در جلسه و هم بعد از آن اینجانب را مورد لطف قرار دادند و برخی این سخنرانی را مصادیق بارز احیاء امر اهل بیت (ع) نامیدند؛

7-هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری این سخنرانی را غیرمحرمانه اعلام کرد و دستور انتشار آن را داد.

با این همه به صراحت می گویم این سخنرانی کاستی های فراوانی دارد که باید برطرف گردد؛ این در حقیقت گامی در مسیر آسیب زدانی در مراسم دینی است. باید همه دست به دست هم دهیم تا این مجالس و محاقل دینی تریبون گسترده اسلام ناب شده و از این کانال حقایق دینی منتشر شود (آن چنان که بحمدلله بسیاری از مجالس ما این چنین است). پیش از آن که به مطالعه این سخنرانی بپردازید تذکر چند نکته را لازم می دانم:

ما و هیچ یك از دینداران نمى‏گوئیم كه با این اسم هر كسى هر كارى مى‏كند خوب است. چه بسا علماى بزرگ و دانشمندان، بسیارى از این كارها را ناروا دانسته و به نوبت خود از آن جلوگیرى كردند؛ چنانچه همه مى‏دانیم كه در بیست و ‏چند سال پیش از این عالم عامل بزرگوار مرحوم حاج شیخ عبدالكریم كه از بزرگترین روحانیون شیعه بود در قم شبیه‏خوانى را منع كرد و یكى از مجالس بزرگ را مبدل به روضه خوانى كرد و روحانیون و دانشمندان دیگر هم چیزهایى ‏را كه بر خلاف دستور دینى بوده منع كرده و مى‏كنند.

1-درست است محور این سخنرانی مراسم عزاداری است لیکن آسیب‌ها عام است، آسیب‌هایی است مربوط به همه مجالس دینی چه عزاداری‌ها چه مراسم جشن و چه مراسم دیگر.

2-روی سخن در این سخنرانی آسیب‌ها است، قشر خاصی به عنوان آسیب رسان معرفی نشده اند. ممکن است این آسیب‌ها توسط برخی از خطباء یا برخی از مداحان یا برخی از برنامه سازان صدا و سیما باشند. این را بدین جهت متذکر شدم که مطمئنم کسانی فردای انتشار این سخنرانی، آن را سخنرانی علیه مداحان تلقی کنند (آن چنان که به دنبال گزارش سخنرانی خبرگان، برخی از روزنامه‌ها چنین تیتر زدند که البته با تذکر اینجانب روز بعد اصلاح کردند).

این برداشت را از سخنرانی ام غلط و نادرست می دانم، گرچه در جای جای این سخنرانی تلاش کرده‌ام حساب مداحان مخلص و ارزشی را از غیر آن‌ها جدا کنم ولی در این مقدمه هم تاکید می‌کنم به هیچ وجه محور نقد در این سخنرانی فقط مداحان نیستند، اگر نقدی هست عام است و اگر ستایش هم هست عام است. اینجانب از نزدیک بسیاری از مداحان ارزشی را می‌شناسم و تلاش مخلصانه آن‌ها را در جهت احیاء مکتب سیدالشهداء(ع) و احیاء ارزش‌های انقلاب ارج می‌نهم و بر این باورم که بیش از همگان مداحان مخلص ارزشی از این آسیب‌ها رنج برده و به شدت از حضور نااهلان در این کسوت محترم ناراحتند.

3-در پایان بار دیگر تاکید می کنم که محاقل و مجالس دینی تریبون های گسترده مذهب است که باید هر روز بیش از گذشته با نشاط تر و با کیفیت بالاتر برگزار گردد و به خصوص مراسمی که مربوط به اهل بیت علیهم‌السلام است چه عزاداری ها، چه شادی ها. در این سخنرانی بر این نکته تکیه داشتم که نباید به گونه ای انتقاد کنیم که خدای ناکرده اصل عزاداری زیر سوال رفته یا خطبای ارزشی و مداحان مخلص زیر سوال روند. و از این عزیزان نیز می خواهم که این آسیب ها را جدی بگیرند و کمک کنند تا آسیب زدائی شده و این مجالس نورانی آن چنان که برای آسمانیان درخشندگی دارد برای زمینیان نیز روشنگر باشد ان شاء الله.

ادامه دارد




آسیب شناسی محرم و عزاداری (3

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:32 ق.ظ

 عوامل موثر در ایجاد تحریفات 

سوال: عوامل تحریف در مجموع چه مسائلی و چه منابعی بوده‌اند؟

استاد یوسفی غروی:

این مسأله تسامح مبنی بر این كه كذب، قبح ذاتی ندارد و در نتیجه حرمت ذاتی ندارد منحصر به اخباریین نیست بلكه بعضی از علمای اصولی ما هم همین معنی را دارند حتی علمای معاصر. از باب مثال عرض می‌كنم مرحوم آیت الله خوئی هم نظرش همین بود كه كذب، قبح ذاتی ندارد در نتیجه حرمت ذاتی ندارد؛ حرمتش تبعی و اضافی است به لحاظ آثار و توابعش. یا مثلاً مرحوم میرزای نائینی (ره) استاد مرحوم خوئی نظرش همین طور بوده است.

اما نسبت به میرزا آقای دربندی (ره) صاحب كتاب اكسیر السعاده و ترجمه‌اش اسرار الشهاده كتاب او مطالبی را ذكر كرده كه راجع به آن مطالب از مرحوم نائینی (ره) پرسیده‌اند (البته این را من افواهی از علمای نجف شنیدم) كه نظر شما راجع به اسرار الشهاده‌ی مرحوم دربندی چیست؟ ایشان با مكثی و تاملی جواب داده اند كه: اگر بخواهیم حمل به صحت كنیم ایشان خودشان را مجتهد می‌دیدند و به اجتهادشان برای كذب قائل به قبح ذاتی آن نبودند مخصوصاً كذب نافع را جائز می‌دانستند و این كذبها را نافع مذهب می‌دیدند.

استاد پیشوایی:

عوامل اساسی و ریشه‌ای که باعث تحریفات شده عبارتند از:

 1-تفکر "هدف، وسیله را توجیه می کند" 

 به تعبیر بسیاری از علماء و مقتل نویسان در گذشته و حال که می گویند هدف، وسیله را توجیه می‌كند. ما هدفمان گریاندن و عزاداری است؛ برای رسیدن به این هدف، دروغ هم جائز است. این یك اصل شیطانی، از یك فیلسوف سیاستمدار در قرن شانزدهم در ایتالیا است. این یك اصل غیر اخلاقی است كه سیاستمداران دنیوی به این عمل می‌كنند و می‌گویند كه برای رسیدن به مقاصد سیاسی هر كاری مجاز است. ما متأسفانه در مجلس عزاداری به این اصل عملاً پایبند شدیم؛ گفتیم كه اصل این است كه عزاداری كنیم، اصل این است كه مصائب امام حسین(ع) زنده بماند و تا از این اصل صرف نظر نكنیم وضع همین خواهد بود كه هست.

 2-عدم واکنش نسبت به روضه های دروغ 

 دیگر این كه هیچ حساسیتی در مقابل روضه های دروغ نشان داده نمی‌شود. یادم می‌آید در دهه آخر حكومت محمد رضا پهلوی یك مداح به نام سید جواد ذبیحی بود كه بلبل شاه لقب گرفته بود. بعضی از مذهبی ها كه تفكر انقلابی نداشتند او را دعوت می‌كردند. یكی از پولداران اهواز ایشان را دعوت كرده بود، و مرحوم آیة الله بهبهانی هم كه از مراجع بود در آن مجلس حضور داشتند. بلبل شاه جمله ای كه بوی حمایت از دربار شاه می‌داد بر زبان آورد، مرحوم بهبهانی بلند می‌شوند و از مجلس خارج می‌شوند و كل مردم حاضر در مجلس به دنبال آیة الله خارج می‌شوند و فردا هم جواد ذبیحی از اهواز بر می‌گردد. ما ندیده ایم كه نسبت به روضه های دروغ چنین حساسیتی نشان داده شود، یك شخصیت بزرگ بلند شود و بگوید اینجا روضه دروغ خوانده می‌شود.

 3-تحلیل تاریخ 

یك عامل دیگر كه در گذشته مؤثر بوده (حتی پیش از صفویه) آن است كه تاریخ و واقعه نویسان دید تحلیلی امروزی را اصولاً نداشتند. این تحلیل تاریخ، مختص زمان ماست. البته در گذشته ابن خلدون باب تحلیل را باز كرده بود ولی نه این كه از آن زمان هر چه نوشته شد تحلیلی نوشته شد. عموماً تاریخ نقلی است، به همدیگر اعتماد می‌كردند، موشكافی و دقت های علمی سند مطرح نبوده است. بررسی سند را در زمان ما عمدتاً و مخصوصاً دو استوانه بزرگ، علامه امینی(ره) و علامه سید مرتضی عسكری (مدظله) انجام دادند، و اعتبار طبری را زیر سوال بردند و بسیاری از احادیث موضوعه را بررسی كردند. در گذشته به همدیگر اعتماد می‌كردند و به ترجمه اكتفا می‌نمودند. البته در ترجمه دخل و تصرف هایی صورت گرفته بود و این آفت بزرگی بود. مثلاً تا آنجا كه ما بررسی كردیم مركب امام حسین(ع) اولین بار در روضة الشهدای ملا حسین كاشفی آمده است، و بقیه بر ایشان اعتماد كردند. كتابی داریم به نام "ناسخ التواریخ" (که در دوران قاجار نوشته شده) معنای این نام این است که تمام تاریخ ها را این کتاب نسخ كرده ولی این طور نیست؛ چیزهایی در این ناسخ التواریخ از دیگران نقل شده، و به منابع دیگر نسبت داده و ترجمه كرده، که نسبت ها و ترجمه ها درست نبوده است، بلکه دیگران بر ایشان اعتماد كردند.

 4-غلو در اشعار 

 آفت دیگر در عزاداری ها، اشعار است. متاسفانه در اشعاری كه توسط مداحان خوانده می‌شود غلو راه پیدا كرده است. با این کار توحید و امامت زیر سوال می روند. آنها از این قبیل اند: "لا اله الاّ زینب"،" علی بن ابی طالب زاده شده تا خدا تنها نماند"، "لا اله الاّ رقیة"، "من سگ حسینم".

 ریشه‌ این غلوها علاوه بر آن مسامحه ای که مستمعین دارند این است كه جماعت مداح ها متولی ندارند؛ تحت پوشش و نظارت نیستند. سازمان تبلیغات اسلامی، طلاب عزیز را به عنوان واعظ اعزام می‌كند؛ ولی مداح را چه كسی اعزام می كند؟ تا زمانی که مداحان تحت پوشش در نیایند و آموزش نبینند، تا به آنان هشدار داده نشود، و آنها را به مطالعه وادار نكنند، وضع به همین منوال خواهد بود.

 انتشار افکار نادرست از شیعه 

سوال: پیامدهای تحریفات، در فرهنگ عاشورا و كار كردهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن چه بوده است؟ مخصوصاً از نظر آن عوامل كه بحث شد و آیا در این بین غرض ورزی هم وجود داشته است؟

استاد پیشوایی:

راجع به اهداف و انگیزه‌های امام حسین(ع) آنچه مغرضین و دشمنان انجام دادند طبعاً پیامد داشته و به دیگران منتقل شده است. تحریف هایی که از سوی ما در مورد وقایع رخ می دهد متاسفانه ضمن پوشاندن حقیقت باعث نشر تفکر غلطی از شیعیان می شود. اکنون عصر تکنولوژی است و نمی توان چیزی را پنهان کرد بلکه همه اعمال و افکار ما به راحتی از طریق اینترنت و ماهواره به جهان منتشر می شود.

 

در یکی از سال های جنگ تحمیلی با عنوان روحانی به حج مشرف شدم. دوست روحانی همشهری داشتیم كه می‌گوید من در غرب قبرستان بقیع برای خریدن چیزی وارد مغازه شدم؛ فروشنده‌ آن مغازه از لباس و قیافه‌ام من را شناخت كه من ایرانی و روحانی هستم؛ گفت معلم (راهنما) هستی؟ گفتم بله. اشاره كرد كه به دنبال من بیا... من را برد عقب مغازه‌اش؛ ویدئویی را روشن کرد، دیدم حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) است و عده‌ای وقتی که به بست حضرت امام رضا رسیدند، سینه‌هایشان را وا كردند و خوابیدند روی فرش ها و گوشت سینه ها را مالیدند به سنگ ها، خون آمد و خون ریخت و با آن وضع رفتند به حرم! گفت این کار شما است؟! تازه آن وقت زمانی بود كه هنوز ویدئو و فیلم ها خیلی رواج نیافته بود.

آن كس كه می‌گوید "لا اله الا زینب"، بداند که اینها ضبط می‌شود و آنها را سوژه تبلیغاتی قرار می‌دهند که این است توحید شیعه! این ها عواقب بسیار بدی دارند.

سوال: با توجه به این تحریفاتی كه صورت گرفته است مستشرقین، مخصوصاً غربی ها که گاهی بحث از عیسای شیعه یا مثلاً قربانی شیعه در محضر خداوند برای گناهانشان می کنند از این جهت چه قدر مانور می‌دهند؟

 

استاد یوسفی غروی:

نسبت به عوارض و بیماری های تحریفات این اندازه اشاره كردم كه در واقع بالعكس عمل کردند و وسیله را به جای هدف نشاندند. هدف ائمه(ع) از تشویق و تاكید بر احیای نام امام حسین(ع) ذكر مصائب ایشان چیست؟ این است كه امام حسین با هدفش زنده بماند یعنی برای شیعیان و پیروانش الگو بشود که در راه ایمان، با بصیرت و صبر در حد اعلی مقاومت کنند. در صورتی كه هدف از قیام امام به این صورت رواج یافته كه كانه امام حسین فقط مامور بوده است تا خودش را قربانی شیعه بكند و قربة الی الله این مصائب را تحمل بكند تا باعث بخشش گناهان شیعیان شود.

یكی دیگر از پیامدهای این انحراف آن است كه وقایع صحیح و غیر صحیح در واقعه كربلا با هم قاطی شده اند. وقتی در اخبار عاشورا مسامحه شود (در شنیدن این نقل ها و عدم انكار این نقل ها) در اثر این مسامحه، حقایق واقعه با غیر آن مخلوط می شوند. و آنگاه است که واقعه عظیم کربلا نام خرافه و یا افسانه را به خود می گیرد.

 متاسفانه در حوزه های علمی ‌دید بسیاری از علما هنوز هم به گونه دیگری است. در محافل و مجالس علمی علما، به گوش خود شنیدم كه گفتند آقا دستش نزن. یعنی تا صحبت این می‌شود که كدام قسمت واقعه درست است و كدام نادرست؟ می‌گفتند دستش نزن؛ اگر این طوری به دنبال صحیح و سقمش بروید چیزی نمی‌ماند؛ فقط می‌ماند:" قتل الحسین بكربلا فی یوم عاشورا عطشانا مظلوما."

واقعاً همین طور است؟ وای بر ما اگر واقعاًً علمای ما دیدشان نسبت به مسائل كربلا این طوری باشد!

 تاریخچه قمه زنی 

سوال: قمه زنی با این حال و هوا، آیا مبنای شرعی دارد یا نه و از نظر تاریخی چگونه به وجود آمده است؟

استاد یوسفی غروی:

از نظر تاریخی ظاهرا آن وقت كه صفویه سر كار آمدند، قمه زنی پدید آمد و مسلما هیچ سابقه ای هم بر صفویه ندارد، اما هنوز به یقین نرسیده‌ایم كه آیا قبل از عثمانی ها یا بعد از عثمانی ها این کار انجام می شده است یا نه؟ روال حكومت ها این است که اعمال و رفتارها را از همدیگر یاد می‌گیرند؛ عثمانی ها گروه فدائیان داشتند، صفویه هم یك گروه فدائیان درست كرده بودند و مانند آل بویه که در قرن سوم و چهارم در بغداد، عمدتاً دسته‌های اولیه‌ عزاداریشان، دسته‌های نظامی‌شان بود، به ارتش دستور داده بودند که به طور منظم و دسته‌بندی شده‌، دسته عزاداری راه بیاندازند. صفویه هم وقتی سر كار آمدند این برنامه را تكرار كردند. یكی از افواج فدائیان، قزلباش صفوی بودند كه همیشه سرشان تراشیده بود (به نشانه آماده به خدمت). در كتاب تاریخ شاه عباس كبیر از نصرالله فلسفی كه یكی از وسیع ترین و دقیق ترین تواریخ است (در پنج جلد)، به تفصیل، فوج فدائیان معرفی شده اند. در وصف آنان آمده كه حتی در تمریناتشان گوشت حیوانات مختلف و حتی مار را می‌خوردند كه هنوز هم در بعضی از ارتش های جهان معمول است؛ مثلاً در ارتش صدام نیز یك فوج فدائی این طوری وجود داشت. خلاصه این كه فدائیان صفویه در روز عاشورا شمشیر به دست بیرون آمدند و تصورشان این بود كه نوعی همدردی و مواسات با اصحاب امام حسین(ع) داشته باشند. آنان می گفتند در چنین روزی که اصحاب امام حسین(ع)، و خود امام، و بنی هاشم تیر می خورند پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد می‌کنیم؛ یعنی نشان می‌دهیم كه ما در راه امام حسین(ع) فدوی هستیم؛ و حاضریم سرمان بریده شود و این شروع قمه زنی شد.

زنجیر هم عمدتا در همین افواج نظامی‌ صفوی شروع شد اما انصافاً هنوز مدرك تاریخی دقیقی كه نشان بدهد كه مثلاً زنجیر به خصوص از كی و كجا و به چه كیفیتی و به دستور چه كسی شروع شده پیدا نشده است. اجمالاً معلوم است كه از تاسیسات دوران صفوی است و قبلش سابقه ندارد. مثلاً در زمان آل بویه در بغداد، عزاداری فقط در حد سینه زنی و مقتل خوانی بوده است. آن زمان روز عاشورا و حتی روز تاسوعا بازارهای بغداد به طور الزامی تعطیل بود كه البته این مبنای شرعی دارد و آن روایت ائمه است در مقابل بدعت گذاری بنی امیه که روز عاشورا را روز بركت قرار دادند و گفتند كه حتی در روز عاشورا قوت سال خود را تهیه كنید. ائمه در مقابل، برای دفع آن بدعت فرمودند: "من قعد عن العمل یوم عاشورا و من كف عن العمل یوم عاشورا"، مخصوصاً در زبان امام رضا تاكید بر این معنی زیاد است و در مفاتیح شیخ محدث عباس قمی، در اعمال اول محرم ذكر كرده است. البته تعطیل بر اساس اقوال سایر ائمه مبنی بر كلیات "یحزنون لحزننا" و امثال این هاست. و چون آل بویه به این عمل می‌كردند و به صورت دستوری، بازارها را تعطیل می‌كردند؛ متقابلاً اطعام عمومی را راه می‌انداختند كه در اصل این موارد برای ارتشیان بود اما چون بازار را تعطیل می‌كردند می‌گفتند بفرمائید از این غذای عمومی بخورید. پس حصیرهای بوریا را در بازارهای بغداد پهن می‌كردند و غذا می‌ریختند تا هر كس بخواهد بخورد یا اگر خواست ببرد. پس اطعام عمومی، به تبع تعطیل عمومی و به تبع دسته های سینه زنی افواج لشكریان در زمان آل بویه در بغداد  به راه انداخته شد، اما زنجیر زنی و قمه زنی در آن نبوده و در دوران صفویه پا گرفته است.

سؤال: عید گرفتن بنی امیه در روز عاشورا چقدر ادامه داشته است؟

استاد یوسفی غروی:

این كه «یوم تبرك» در روایات است با این كه می گویند به عنوان عید بوده متفاوت است؛ گاهی ما مسامحه می‌كنیم و این دو را با هم قاطی می‌كنیم. این كه بنی امیه اظهار خوشحالی بر قتل امام حسین كردند درست است، اما این كه خصوص روز عاشورا را روز عید قرار داده باشند، اصلاً چنین سند و مدركی پیدا نمی‌شود. در روز ورود اهل بیت در شام، بازارهای شام را زینت كرده بودند ولی این یك مسأله طبیعی است، اما مسأله تبرك را بدون عنوان عید نسبت به پیغمبر اكرم دادند كه پیغمبر اكرم وقتی از مكه به مدینه هجرت كرد دید كه یهودیان روزه هستند، پرسید یهودیان برای چه روزه هستند؟ گفتند چون روز نجات بنی اسرائیل از دریای فرعونیان است. و پیغمبر فرمود پس ما اولی به روزه گرفتن به شكرانه نجات بنی اسرائیل هستیم، لذا دستور داد كه مسلمان ها روز عاشورا را روزه بگیرند، تا این که روزه ماه رمضان واجب شد. روزه ماه رمضان كه واجب شد روزه روز عاشورا منسوخ شد اما استحبابش باقی مانده است. پس برای عید بودن روز عاشورا از طرف بنی امیه هیچ دلیلی وجود ندارد تا می‌رسد به زمان عثمانیان؛ عثمانیان در این اواخر روز اول محرم را به اسم "رأس السنة الهجریة" قرار دادند، یعنی مى شود گفت كه این در مقابل صفویه است؛ صفویه روز نوروز را به عنوان روز اول سال، خیلى عظمت دادند؛ لذا عثمانی ها براى این كه به آنها طعنه بزنند که اول سال شما مجوسى است ولى اول سال ما محرم هجرى است، آن را به نوعی عید گرفتند .

 




آسیب شناسی محرم و عزاداری آن (2

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:31 ق.ظ

استاد یوسفی غروی:

در این جا تذکر مطلبی لازم است: و آن توصیه مرحوم استاد شهید مطهری به مطالعه كتاب «لؤلؤ و مرجان» مرحوم نوری كه در شرائط منبریان است؛ که از شرائط منبریان، دو شرط را شرط اساسی قرار داده است؛ اخلاص و صدق. از لحاظ نیت مخلص باشند و برای خدا این كار را انجام بدهند و شرط دوم دنباله شرط اول است که اگر كسی در نیت این كار، مخلص باشد طبعاً باید صادق باشد. نمی‌شود کسی اخلاص داشته باشد ولی نسبت به صداقت تقید نداشته باشد. وی در ضمن شرط صدق نمونه هایی از مطالب بی اساس را ذكر كرده است. یكی از نمونه ها این قصه معروف است كه حضرت زهرا در وقت وفات، از دخترش حضرت زینب خواست كه وقتی امام حسین(ع) به كربلا می‌رود به همراهش برود و در دم آخر وقتی كه می‌رود به طرف میدان، چون من نیستم، شما زیر گلوی امام حسین، جای خنجر شمر را ( حالا اگر شمر باشد) به نیابت از من ببوس؛ و حضرت زینب یادش نبود تا روز عاشورا، تا آن لحظه آخر، بعد از این كه امام حسین(ع) خداحافظی كرد، رفت به طرف میدان، بین خیمه ها و لشكر دشمن بود که دفعتا جناب زینب صدا زد " مهلاً مهلا یابن الزهرا" امام حسین سرش را برگرداند و دید حضرت زینب است و زینب گفت از اسب بیا پایین . امام حسین آمد و حضرت زینب جریان را برایش بازگو كرد و همان جا امام گفت بیا به وصیت مادرم عمل كن حضرت زینب هم زیر گلویش را بوسید " اكشف لی عن صدرك فكشف لها (عن صدرك یا عن نحرك) فشمته فی صدره و قبلته فی نحره" سینه او را بوئید و زیر گلوی او را بوسید. بعد رو به مدینه كرد و حضرت زهرا(س) را سلام داد، گفت:«یا امّاه لقد ردت الودیعة

 

ریشه‌ این غلوها علاوه بر آن مسامحه ای که مستمعین دارند این است كه جماعت مداح ها متولی ندارند؛ تحت پوشش و نظارت نیستند. سازمان تبلیغات اسلامی، طلاب عزیز را به عنوان واعظ اعزام می‌كند ولی مداح را چه كسی اعزام می كند؟ تا زمانی که مداحان تحت پوشش در نیایند و آموزش نبینند، تا به آنان هشدار داده نشود، و آنها را به مطالعه وادار نكنند، وضع به همین منوال خواهد بود.

بعد از اعلان رسمیت دولت صفوی در ایران جنبه مصیبت، و گریه و عزاداری هدف شد، در صورتی كه ائمه(ع) ما را دعوت به احیای اصل قیام امام حسین نموده اند. البته ما به ذكر مرثیه ی امام حسین و حتی گریه و گریاندن برای امام سفارش شده ایم، اما این هدف نیست. گریه و عزاداری وسیله است، گر چه وسیله ای است كه « یتقرب بها الی الله » اما وسیله احیا است، به قول خود امام، گریه بر شهید زنده نگه داشتن آن شهید است. اینها وسیله برای زنده نگه داشتن ذكر امام حسین است و به پیرو آن اهداف امام حسین . اگر وسیله به هدف تبدیل بشود خود این هم انحراف است. وانگهی تا مدتی بعد از اعلان رسمیت تشیع از سوی دولت صفوی، تصوف صفوی بر تشیع تفقهی صفوی غلبه داشت و تصوف، تفقه ندارد، علم ندارد، لذا در باز می‌شود. برای مثال، این انحرافات مخصوصاً با آن شعر معروفی كه «ما درون را بنگریم و حال را       نی برون را بنگریم و قال را» هر چه دلتان بخواهد بگوئید چون ما به مقصد نگاه می‌كنیم. دلت را صاف كن هر كار می‌خواهی بكن، هر چه می‌خواهی بگو. متأسفانه این یك مقدار از عوامل بود که ظهور چنین وضعیتی را سبب شد. از طرف دیگر فقهایی هم كه در آن دوران دعوت به تفقه و به دست گرفتن زمام علمیت فقهی مذهب تشیع شدند، آنان هم متأسفانه دچار افكار اخباری‌گری شدند. اخباری‌گری هم این مسئله را عنوان کرد كه "كذب" قبح ذاتی ندارد. كذب قبحش قبح عرضی است و به لحاظ آثار كذب است و الا اگر كذب بدون عارضه‌ بدی باشد؛ و عوارض خوب داشته باشد، مانعی ندارد. مخصوصاً عوارض كذب اگر نافع به مذهب باشد و نفع مذهب چیست؟ این است كه هر چه پیاز داغ قضیه امام حسین(ع) بیشتر بشود این به نفع مذهب است. به چه دلیل؟ به قیاس این كه ائمه ما را دعوت به عزاداری كردند؛ پس هر چه دلتان بخواهد بگوئید. خود ائمه كه مقتلی معین نكردند، بنابراین راه باز است؛ هر چه ما بخواهیم می توانیم بگوئیم چون اگر كذب هم باشد كذب نافع به مذهب است. و از آن طرف مخصوصاً در بحرین، شیعه های بحرین که از یك طرف عرب بودند و از طرف دیگر اخباری منش بودند، هیچ مانعی نداشتند برای این كه چیزهایی را به عنوان مزید حزن و اندوه برای قضیه كربلا بنویسند و به شكل خبری در بیاورند. نتیجه کار اینها كم كم به سایر جهان تشیع سرایت كرد و ترجمه شد و صورت نقلیات مقتلی پیدا كرد. وانگهی‌ مداحی و مرثیه خوانی بیشتر پیدا شده است؛ اینها غالباً چیزهایی را نقل می‌كنند که حتی مطالعه ای نیست، مسموعات است، افواه الرجال است، مجلسی است؛ از یكدیگر یاد می‌گیرند و نقل می کنند.

-در جریان بوسیدن گلوی امام حسین(ع)، مرحوم حاجی نوری (ره) اشاره كرده است به این که آیا از نظر فقهی اصلاً جایز است خواهر گلوی برادر را ببوسد؛ آن هم در حضور دیگران؟ حالا اگر زن و شوهر باشند آیا جایز است زنی شوهر خودش را جلوی دیگران ببوسد؟ می‌گویند كه ممكن است پوشیده بوده باشد. اگر پوشیده بوده از كجا معلوم كه بوسیده شده است؟ شاید بگویند مطلبی به مسامحه گفته شده؛ نه این نیست، بلكه دقیقاً این است كه سینه را بوئید و گلو را بوسید. فرق بین بوسیدن و بوئیدن را از كجا فهمید؟

-تحریف دیگری که در جریان واقعه عاشورا مطرح می شود و بی اساس است جمله (الشام الشام الشام) است، كه به مناسبت روز اول ماه صفر كه روز ورود اسیران اهل بیت به شام است، خوانده می شود. اصل ورود اهل بیت در اول صفر، در كتاب معتبر «الآثار الباقیه» نوشته‌ ابوریحان بیرونی هندی الاصل در قرن چهارم است (وی شیعه نبوده بلكه یك آدم منصف بوده)؛ آن هم منبعی را ذكر نكرده ولی چون آدم معتبری است حمل بر صحت می‌كنیم، مگر این كه دلیلی بر ردش موجود باشد. او نقل كرده است كه «و فی الیوم الاول من شهر الصفر اُدخل سبایا الحسین الی الشام» اما اضافه‌ جعلی آن این است كه از امام زین العابدین(ع) پرسیدند كجا بر شما مشكل‌تر گذشت؟ سه مرتبه فرمود «الشام ...» یا در تعبیری دیگر؛ اسیری عمه‌ام زینب. آن جمله الشّام را كه آنجا سر بسته بوده اینجا خواسته اند بیان كنند. این از نظر معنی، خیلی خوب، قبول. اما از نظر لفظ كی گفته، كجا گفته، چه منبعی و مدركی برایش هست؟ خدا می‌داند.




آسیب شناسی عزاداری سالارشهیدان علیه السلام

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 30 آبان 1390-12:22 ق.ظ

 

 

مصاحبه ای از معاونت پژوهش مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی با همكاری گروه تاریخ (20/12/83( حجت الإسلام والمسلمین مهدی پیشوایی و محمد هادی یوسفی غروی(از محققان حوزه و متخصصان تاریخ اسلام(، ارائه می شود که این مصاحبه توسط بخش معارف اسلامی تبیان ویرایش و پردازش شده است.

سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) یكی های گرانقدر عزاداری ما است كه شیعه را حفظ كرده و به تعبیر حضرت امام از سرمایه (ره) اسلام در بقای خودش مدیون عاشورا است و تاكید ائمه هدی بر پاسداشت آن روز بزرگ، فراوان است. اما در طول تاریخ، این سرمایه در معرض انحراف و خطر بوده است. آسیب هایى می‌تواند این سرمایه های عظیم را تهدید بكند كه یكی از آنها، تحریفات واقعیت های عاشورا است. در این نشست در محضر اساتید بزرگوار این موضوع را به بحث می‌نشینیم، كه اساساً تحریف چیست و چه آسیب هایى از این ناحیه می‌تواند به عزادارى امام حسین(ع) وارد شود

مخالفان و دشمنان در اهداف و انگیزه های قیام امام حسین(ع) تحریف كردند، اما دوستان بیشتر در شكل قضایا دست بردند.

.

 استاد پیشوایى: 

 وقتی به بحث تحریف قضیه عاشورا و آسیب شناسی عزاداری می‌پردازیم گمان نشود كه ما با عاشورا و عزاداری مخالفیم. ما به عنوان شیعه که در دامن اهل بیت بزرگ شده ایم و پیرو مكتب اهل بیت هستیم، عاشورائی و حسینی هستیم، عاشورا و مكتب ائمه(ع) برای ما یك سرمایه بزرگ است و سرمایه هر قدر ارزنده تر باشد، صاحب سرمایه بیشتر مراقبت می‌كند كه آسیبی به آن نرسد؛ بنابراین به همان دلیل كه این سرمایه برای ما ارزنده است باید در برابر آسیب ها و خطرات و انحراف هایی كه آن را تهدید می‌كند حساس باشیم.

بعد از پیروزی انقلاب شكوهمند، اولین محرمی که پیش آمد یك نوع غرور برای مردم حاصل شده بود كه ما دیگر پیروز شدیم و طاغوت را شكست دادیم و محرم آن سال رو به كمرنگ ‌شدن بود. امام راحل بیانیه ای صادر و تاكید كردند كه عزاداری را مثل زمان گذشته به صورت سنتی و به صورت دسته جمعی، در خیابان ها و معابر برگزار كنید. از بیداری های تاریخی امام این بود كه وقتی دید عاشورا در حال كم رونق شدن است، تاكید كرد كه مردم به همان شكل سنتی ادامه دهند. مردم هم آمدند به میدان و دیگر بعد از آن عزاداری رونق پیدا كرد. صحبت این نیست كه عزاداری ها به این شكل صورت نگیرد، مراجع فعلی خودمان هم تاكید فرموده اند كه مراسم عزاداری باید به خیابان ها كشانده بشود. اگر حادثه عاشورا در میان كتاب ها می‌ماند به دست فراموشی سپرده می‌شد؛ یك راز این كه حادثه ی عاشورا زنده مانده، این است كه به صحنه كشانده شده و به میان مردم آمده است. یادم می‌آید در یك كتاب خواندم كه یك غیر شیعه به شیعه ای گفته، چه خبرتان است، از عاشورا چند قرن گذشته، شما چرا عاشورا را زنده می‌كنید؟ آن شیعه یك طنز تاریخی گفته است که بلی ما در مورد غدیر كوتاه آمدیم، شما اصل غدیر را انكار كردید؛ نمی‌گذاریم چنین وضعی برای عاشورا پیش آید. بنابراین عاشورا زنده است و زنده می‌ماند و باید زنده بماند. صحبت این است كه حواسمان جمع باشد، كه تصویر صحیح از آن ارائه بشود. افسانه ها داخل نشود، و با عوام گری آمیخته نشود، و مطالب دور از عزت و شان ائمه و اهل بیت (ع) در این جریان ها مطرح نشود. اما اصل بحث را این طوری آغاز می‌كنم كه خداوند متعال یهود و اهل كتاب را محكوم می‌كند كه «یحرّفون الكلم عن مواضعه» این‌ها تحریف می‌كنند، تحریف یعنی دگرگون كردن و عوض كردن . تحریف كردن و عوض كردن یك سخن چند شكل دارد: یك وقت محتوایش را عوض می‌كنیم، و یك وقت الفاظش را تغییر می‌دهیم. یك وقت، یك لفظ از آن كم می‌كنیم و یك وقت یك لفظ را به آن اضافه می‌كنیم. تحریف هایی كه در واقعه ى عاشورا راه پیدا كرده، بیشتر از طرف دوستان بوده است تا دشمنان. آن وقت تحریف دوستان هم با تحریف دشمنان خلط شده است. دشمنان و مخالفان اهل بیت، در انگیزه ها و اهداف قیام عاشورا، تحریف كردند، مثل ابن خلدون که قیام عاشورا را دنیا گرایانه تحلیل می‌كند. مثل این كه در ذهن خودش مسلم بوده كه امام حسین(ع) گفته است من یزید را شكست خواهم داد و حكومت خواهم كرد. در حالی كه در هیچ یك از بیانات امام حسین(ع) چنین تعبیری پیدا نمی‌كنید. ابن خلدون مضمونش این است می‌گوید حسین بن علی مرد خوبی بود، عادل بود، پسر پیغمبر بود، و حرفش هم درست بود ولی محاسبات حسین بن علی(ع) غلط در آمد؛ بدون نیروی لازم به جنگ یزید رفت و به این نکته توجه نداشت، لذا شكست خورد.

فدائیان صفویه در روز عاشورا شمشیر به دست بیرون آمدند و تصورشان این بود كه نوعی همدردی و مواسات با اصحاب امام حسین(ع) داشته باشند. آنان می گفتند در چنین روزی که اصحاب امام حسین(ع)، و خود امام، و بنی هاشم تیر می خورند پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد می‌کنیم؛ یعنی نشان می‌دهیم كه ما در راه امام حسین(ع) فدوی هستیم؛ و حاضریم سرمان بریده شود و این شروع قمه زنی شد.

 

 یا مثلاً امام حسین(ع) را به خارجی گری متهم می‌كنند؛ می‌گویند یزید خلیفه بود، مردم با او بیعت كرده بودند. حسین بن علی(ع) خروج و شورش كرد و در تاریخ اسلام، خلفا خوارج را سركوب می‌كردند. علی خوارج را سركوب كرد، ابوبكر، اهل ردّه را سركوب كرد. جوابش این است كه خلافت یزید از ریشه مشروعیت نداشت حتی از طرق و قانونی كه اهل سنت مشروع می‌دانند؛ یزید از نظر شخصی شرط عدالت را نداشت و به دلائل مختلف دیگر، خلافت یزید از اساس فاقد مشروعیت بود. مخالفان و دشمنان در اهداف و انگیزه های قیام امام حسین(ع) تحریف كردند، اما دوستان بیشتر در شكل قضایا دست بردند. از دوران صفویان كتاب هایی كه مخصوصاً به فارسی نوشته شده (همچنین کتاب های عربی) عنوان كتاب ها بر حزن انگیزی قضیه دلالت می‌كنند. (استاد رسول جعفریان در منابع تاریخ اسلام اسم حدود صد كتاب را برد - ریاض المصائب، ریاض الحزن، طریق البكاء، طریق المصائب...- اینها بنایشان بر این بوده كه بر جنبه ى حزن انگیزی قضیه تكیه كنند، بنابراین آمدند قضایایی را به آن اضافه كردند یا قضایایی خاص را بسط دادند. مقداری از تحریف هایی كه در مقتل ها راه یافته از این طریق بوده كه قضایا را بزرگ كردند و شاخ و برگ زیادی دادند.

  




تبریک سال نو

نویسنده :مبینا
تاریخ:جمعه 30 اسفند 1387-05:13 ب.ظ

تبریک سال مو


بید مشك قاهان

نویسنده :مبینا
تاریخ:جمعه 23 اسفند 1387-01:15 ق.ظ

 

با آغاز فصل برداشت شكوفه های بیدمشك، بازار چیدن وجمع آوری و  فروش آن باعث جنب وجوش مردم می شود زیبائی شكوفه بیدمشك و عطر مطبوع آن فضای خاصی به باغات میدهد.

شكوفه های بید مشك كه در اصطلاح محلی به آن «پیش پیشا» می گویند، نخستین شكوفه یی است كه دراواسط اسفند ماه و روزهای  قبل از بهار در قاهان نمایان می شود.و تقریبا جزوه محصولات کم هزینه  پر درآمد و اولین محصول سال جاری کشاورزان است. كار برداشت گل بیدمشك که ازاسفندماه آغاز میشود حدود یك ماه ادامه دارد. .كشاورزان پس از چیدن گل های "بیدمشك" ، آنها را به كارگاههای گلابگیری انتقال می دهند.به لحاظ نبود دستگاههای تعریق درمنطقه بید مشک های برداشت شده روزانه با  یک یا دو دستگاه  ماشین نیسان به بخش برزك کاشان انتقال داده می شود.

 بیدمشك به دلیل خواص پزشكی و همچنین عطر و طعم مطبوع ازدیرباز مورد توجه اهالی منطقه قرار داشته است. عرق بید مشك برای رفع كم خونی، مقوی قوه باء , آرام بخش وبرای ناراحتیهای قلبی و ضد سردردها و درد های عضلانی و تسكین اعصاب مفید است و شربتی كه از آن تهیه

می شود در مراسم خواستگاری و دید و بازدیدهای خانواده ها نیز ازآن استفاده می شود.

درخت بیدمشك نوعی از درخت بید است كه در كنار مزارع و نهرهای آب كاشته می شود.(باقلمه زدن تکثیر می شود)  
عرقگیری از بیدمشك در کاشان كه به وسیله دستگاههای «تعریق» خانگی صورت می گیرد آیین های خاصی دارد كه عموماً بانوان این كار را انجام می دهند.

اهالی قاهان معتقدند عرقگیری باید به وسیله كسانی صورت بگیرد كه غسل واجب ندارند و حتی وسیله «تعریق» را در محلی قرار می دهند كه در معرض دید افراد بی نماز نباشد.

 براساس اعلام آقای علی کربلائی امینی و حاج علی امینی که هم از باغات خودشان بید مشک جمع آوری  میکنند و هم از خریداران بید مشک  قاهان و منطقه  هستند میگویند سالانه نزدیك به 30 تا 60 تن بیدمشك در این منطقه  تولید میشودکه توسط واحدهای تبدیلی جذب می شود.

 وهمچنین ده تا پانزده درصد  این میزان نیز در خانواده ها به وسیله دستگاههای تعریق خانگی تبدیل به اسانس می شود.

نقل بیدمشك و اسانس بیدمشك از جمله مهمترین سوغاتی های بعضی از شهرهای ایران  است كه مسافران هنگام مسافرت  آن را با خود به همراه می برند.

 

آقای امینی  میگفت: محصولات تولیدی،علاوه برمصارف داخلی برای فروش به سایر كشور ها  ارسال می شود.

وی خشكسالی، سرمازدگی، ركود بازار فروش، و هزینه بالای تولید، سنتی بودن كارگاههای گلابگیری و كمبود ارائه تسهیلات بانكی به فعالان این بخش را از مهمترین مشكلات موجود ذكر كرد.

روستای قاهان از توابع بخش خلجستان شهرستان قم با مختصات جغرافیایی : 50 درجه و 16 دقیقه طول شرقی و 34 درجه و 43 دقیقه عرض شمالی در 81 کیلومتری شمال غربی شهر قم قرار دارد

 

 در کیلومتر 35 جاده ساوه سلفچکان است و 14 کیلومتر جاده آسفالته فرعی دارد .که به طرف غرب میرود

 




آزمایشات ساده برای سنجش هوش کودکان

نویسنده :مبینا
تاریخ:یکشنبه 13 بهمن 1387-11:33 ب.ظ

آزمایش اول

تصاویر ساده‌ای تهیه کنید و اجزایی از این تصاویر را حذف کنید. از کودک خود بخواهید بگوید تصویر مورد نظر چه اشکالی دارد. تصاویری که انتخاب می‌کنید معمولا تصاویر ساده‌ای خواهد بود که کودک با آنها آشنایی داشته باشد. مثل چهره یک آدمک که دهان و لبها حذف شده است یا ساعتی که عقربه ندارد یا میزی که پایه ندارد. کودکان به موازات رشد هوشی خود به تدریج این توانایی را بدست می‌آورند که بتوانند اجزای حذف شده در تصاویر پیچیده را شناسایی کنند. بر این اساس کودکان کوچکتر مثلا 6 - 5 ساله‌ها معمولا نقص در تصاویر مربوط به اشیا آشنا و عینی را راحت‌تر شناسایی می‌کنند. با بالا رفتن سن کودک می‌توان تصاویر پیچیده‌تر مثل مناظر و ... را مورد استفاده قرار داد.

آزمایش دوم

داستانهایی برای کودک انتخاب کنید و با تغییراتی که در آنها ایجاد می‌کنید منتظر پاسخ و واکنش کودک بمانید. توجه کنید این تغییرات متناسب با سطح سنی کودک باشد و بیان کننده مسائل غیر عادی و غیر طبیعی باشد. به این داستان توجه کنید. روزی روزگاری توی یک رودخانه زیبا و قشنگ که کنار جنگل سرسبزی قرار داشت چند تا ماهی کوچولو زندگی می‌کردند. ماهیها هر روز که از خواب بیدار می‌شدند شروع می‌کردند به بازی و تفریح.

یک روز یکی از ماهیها در حالی که بازی می‌کرد افتاد زمین و یکی از پاهایش زخمی شد. دوستانش به کمک او آمدند و پای او را پانسمان کردند. ماهی کوچولو خیلی ناراحت بود و درد شدیدی داشت. دوستانش هم خیلی ناراحت بودند چون نمی‌توانستند باهم بازی کنند. چند روز گذشت تا پای ماهی کوچولو خوب شد. ماهی قصه ما خیلی خوشحال بود پیش دوستانش رفت و دوباره شروع به بازی کنند. اما این دفعه ماهی کوچولو مراقب بود که اتفاق بدی برایش نیفتد.

آزمایش سوم

اشیا و وسایلی را انتخاب کنید و از کودکتان بخواهید بگوید این اشیا به چه دردی می‌خورند و به عبارتی چه کاربردی دارند. توجه داشته باشید نوع سوال کردن برای کودکان مهم است. سعی کنید بدون این که راهنمایی مستقیمی ارائه داده باشید طوری سوال کنید که کودک منظور شما را بتواند درک کند. به مثالهای زیر توجه کنید:

•        چاقو به چه دردی می‌خورد؟

•        کاسه به چه دردی می‌خورد؟

•        کلاه برای چیست؟

سوالات فوق برای کودکان سنین پایین مثل 5 - 4 ساله‌ها مناسب است اما برای کودکان بزرگتر می‌توان از مثالهای دیگری استفاده کرد:

•        با آچار و پیچ گوشتی چه کار می‌توان کرد؟

•        با سوزن چه کار می‌کنیم؟

آزمایش چهارم

چند مورد میوه ، اشیا یا چیزهای دیگر را که از یک جنبه خاص تشابهاتی با یکدیگر دارند انتخاب کنید و در اختیار کودک قرار دهید. و از کودک بخواهید بگوید این اشیا چه شباهتی به یکدیگر دارند. مثلا یک پرتقال ، یک سیب ، یک خیار و یک موز . که همگی میوه هستند. این آزمایش را با توجه به شرایط سنی کودک و سایر عوامل می‌توانید با اندک تغییراتی اجرا کنید. برای کودکان کوچکتر می‌توانید از خود اشیا یا از تصاویر آنها استفاده کرد. برای کودکان بزرگتر می‌توان نام اشیا را به ترتیب گفت و سپس از او سوال کرد.

آزمایش پنجم

گروهی از اشیا یا چیزهای دیگر را انتخاب کنید که شباهتهای اساسی به یکدیگر دارند. در میان این گروه شی را قرار دهید که در آن ویژگی مشترک با بقیه نیست. و از کودک بخواهید آن شی را که با بقیه تفاوت دارد در بین گروه انتخاب کند. مثلا چند شی دایره‌ای شکل انتخاب کنید و در بین آنها یک مکعب مربع قرار دهید. برای این آزمایش نیز می‌توانید از خود اشیا ، تصاویر آنها یا نام بردن اسامی ، آنها استفاده کنید. ولی توجه داشته باشید کودکان کوچکتر به دلیل این که رشد حافظه آنها به اندازه کودکان بزرگتر نیست نمی‌توانند در روش نام بردن وسایل عملکرد خوبی داشته باشند.

موفق نشدن آنها به حافظه آنها مربوط می‌شود نه به عملکرد هوشی آنها. برای این کودکان عملکرد کودک هر چه باشد نشان دهنده ادراک از وجود یک غریبه در گروه است. توجه داشته باشید که عکس‌العملی خاص از طرف گروه و یا آن فرد غریبه صورت نگیرد. کودکان در برخی سنین اگر در چنین شرایطی قرار گیرند، ممکن است گریه کنند.

درک کردن شرایط عاطفی اطرافیان توسط کودکان

کودکان حتی حالات عاطفی اطرافیان خود را ادراک می‌کنند. در حضور کودک خود شروع به خندیدن کنید و به واکنشهای او توجه کنید. بی‌شک واکنشهایی از او مشاهده خواهید کرد مثل دست و پا زدن ، غان و غون کردن ، خندیدن و از کودکان بزرگتر درخواست برای بغل شدن ، پرسیدن علت خنده و ... . همچنین اگر در حضور کودک شروع کنید به گریه کردن و واکنشهای کودک را مورد بررسی قرار دهید خواهید دید که واکنشهایی حاکی از درک شرایط عاطفی شما نشان می‌دهند. کودکان کوچکتر ممکن است متوجه تصنعی بودن شرایط نشوند و شروع کنند به گریه کردن یا نگاههای خیره و وارسی کننده . کودکان بزرگتر سعی می‌کنند کاری انجام دهند، مثل برداشتن دست مادر از جلوی چشمانش و ... .

 




راه اندازی وبسایت قاهان آی آر www.ghahan.ir

نویسنده :مبینا
تاریخ:جمعه 13 دی 1387-12:54 ق.ظ

راه اندازی وبسایت قاهان آی آر www.ghahan.ir

 

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

شکر خدایا متعال را که توفیق داده تا شاهد راه اندازی آزمایشی وبسایت  قاهانwww.ghahan.ir  با ساختار امروزی قاهان باشیم و مورد توجه عزیزان قاهانی قرار گیرد و ما را ار نقطه  نظرات خود اگاه  نمایند




قدس

نویسنده :مبینا
تاریخ:جمعه 5 مهر 1387-12:09 ب.ظ

 

قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان، سرزمین اصلى و وطن میلیون ها آواره مسلمان فلسطینى است كه استكبار جهانى توسط صهیونیسم جنایتكار، از سال 1948 آن سرزمین را از دست ساكنانش خارج ساخت و تحت سلطه نیروهاى اشغالگر قدس قرارداد.

این توطئه از همان اولین  سال هاى اجر، با مقاومت مردم مسلمان فلسطین و اعتراض مسلمانان و انسان هاى آزاده و بیدار دل جهان مواجه شد و به شكل مبارزات پیگیر و سیاسى،نظامى، چهره خود را نشان داد. ملت بزرگوار و مسلمان ایران نیز پس از پیروزى انقلاب شكوهمند اسلامى مسأله آزاد سازى فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان هایش قرارداده و همه ساله روز قدس را به روز فریاد كشیده بر سر ستمكاران تاریخ تبدیل كرده است.

پس از پیروزى انقلاب اسلامى، امام امت در اولین فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صیهونیست هاى جنایتكار، به عنوان روز قدس تعیین نمودند و پیامى كه به همین مناسبت صادر نمودند، فرمودند:

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

من طى سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم كه اكنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینى شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطینى پیاپى خانه و كاشانه ایشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست این غاصب و پشتیبانان آن، به هم بپیوندند; و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرین جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ایام قدر است و مى تواند تعیین كننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطین اعلام نماین
د. از خداوند متعال پیروزى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم.

 والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته

روح الله الموسوی الخمینی

 

و به دین سان پیام امام راحلمان، نور امید به دل مظلومان فلسطینى تاباند و میلیون ها انسان آواره  و مبارز را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژیم اشغالگر قدس و آمریكاى جهانخوار مصمم تر و استوارتر كرد. پیام امام خمینى ـ رضوان الله تعالى علیه ـ نقطه عطفى در تاریخ مبارزات ملت فلسطین شد و مسلمانان جهان را براى مقابله با جنایت پیشگان تاریخ، به یكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد. امام خمینى (ره) با اعلام آخرین جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان وز قدس) بر مبارزه پایان ناپذیرمستضعفین با جهانخواران ظالم تأكید كردند و فرمودند: روز قدس روز جهانى است، روزى نیست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابله مستضعفین با مستكبرین است. و امـروز روز اسـلام، روز قـدس و فلسفه انتظار است. منتظران واقعی كسانی  هستند كه‎‎ همیشه و در همه حال آرزو می كنند حضرت امام زمان (ع) ظهور فرمایند و ظلم را ریشه كن كنند. منتظران از بی‎‎ عدالتی، ظلـم، تبـعیـض، تبری می جویند و انكار بت های زمـانـه در هر شكل و هر قیافه‎‎، جوهره دین‎‎ آن هاست و منتظران همیشه‎‎‎ به هر وسیله ای تلاش می كنند ظلم را در هر كجای جهان كه باشـد نـابـود كنند تا زمینه ظهور صاحب عصر (عـج) فـراهـم شود. اما آیا می‎‎ دانیم كه‎‎ امـروزه هیـچ نـدائی فراتر از ندای مردم‎‎ مظلوم فلسطین به گـوش نمی رسد و آیا فـریـاد ایـن‎‎ مـردم، ایـن كودكان‎‎‎‎، زنان، پیرمـردان، پیـرزنـان و ... فراتر و رسـاتـر از آن نـیسـت كـه ای مسلمانان آیا امروزه‎‎‎ كسانی ستند كـه بـه یاری ما بشتـابنـد؟  آیـا اشغـال سـرزمیـن اجدادی فلسطینیان‎‎ كه‎‎ تاریخ آن به بیـش از هزاران‎‎ سال و به كنعانیان برمی گردد ظلـم نیست‎‎ بی‎‎‎ عدالتی نیست و تبعیض نمی باشـد؟ پـس مـنتـظران واقعـی كجـا هسـتنــد؟ ای مسلمانان‎‎ اگر درافتخار منتـظر بـودن بـه خود می‎‎ بالید آیا می دانید كه‎‎ مقابلـه بـا مجسمه ظلم‎‎ و بت بی‎‎‎ عدالتی یعنی رژیم غاصب، تروریست و ظالم‎‎ صهیونیسم بالاترین جلوه انتظار است؟

 آیا اگـر امـام زمـان (ع) در مبارك روزی ظهور فرمـاینـد بـر ایـن ظلـم صبر خواهند كرد؟ آیا امام منتـظران و منتظر امروزه‎‎ به حال مظلومان‎‎ فلسطین نمـی گریند؟ آری‎‎ ای برادران‎‎‎ و خواهران مسلمان در هر جای جهان كه‎‎ به سر می برید بدانیـد امروز هیچ فریضه ای بالاتر از انتظار نیست و در عرصه‎‎ انتظار نیز هیچ مسئلـه ای واجـب تر از اجابت ندای هل من ناصر ینصـرنـی در صحرای  فلسطین نمی باشد.چه خوب‎‎ فرمود بنیانگذار كبیرانقلاب اسلامی حضرت امام‎‎ خمینی (ره)  كه روز قدس روز اسلام است و اسرائیل این غده سرطانی بایـد از بین برود. این غده‎‎ سرطانـی، معـضلـی  اسـت كـه فقـط فلسطین را تهدید نمـی كنـد بـلكـه تـفكـر صهیونیستی، اندیشه‎‎ پلیدی است كه تلاش مـی كند تا دنیا را به‎‎ جای خداپرستی، به بـت پرستی سوق دهد. این رژیم‎‎ پلید می خواهد تمام دنیـا را تحـت سلطه خود قرار دهد و یهودیان صهیونیسم را در مقابل‎‎ خداوند، به بتی تبدیل كنـد تـا همه این رژیم را عبادت كنند. اما چرا ما مسلمانان‎‎ باید از فلسطیـنیـان حمایت كنیم ؟

      1-  اگر ما مـنتـظر واقـعـی هستیم‎‎‎ كه‎‎ می باشیم بدون شـك بـدانیـم كـه امروزه ‎‎بزرگترین‎‎ ظلمی كه دل امام زمان (ع) را می ‎‎آزارد ظلمی است كه در حق فلسطینیـان می رود پس برای فراهم كردن زمـینـه

نوع مطلب : عمومی 

حکایت ۱

نویسنده :مبینا
تاریخ:دوشنبه 25 شهریور 1387-11:09 ق.ظ

حکایت :

روزی مرد كوری روی پله های ساختمانی نشسته بود و كلاه و تابلویی را در كنار پایش قرار داده بود.روی تابلو خوانده می شد:"من كور هستم لطفا كمك كنید."
روزنامه نگارخلاقی از كنار او می گذشت. نگاهی به او انداخت. فقط چند سكه در داخل كلاه بود. او چند سكه در داخل كلاه انداخت و بدون اینكه از مرد كور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را كنار پای او گذاشت و آنجا را ترك كرد.
عصر آن روز، روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد كه كلاه مرد پر از سكه و اسكناس شده. مرد كور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت. از او پرسید كه بر روی تابلو چه نوشته است؟
روزنامه نگار جواب داد:"چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شكل دیگری نوشتم" و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.
مرد كور هیچوقت ندانست كه او چه نوشته است ولی روی تابلو خوانده می شد:"امروز بهار است، ولی من نمی توانم آن را ببینم."
شرح حكایت
وقتی كارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر دهید. خواهید دید بهترینها ممكن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای كوچكترین اعمالتان از دل، فكر، هوش و روحتان مایه بگذارید.



نوع مطلب : عمومی 

تبریک نیمه شعبان

نویسنده :مبینا
تاریخ:شنبه 26 مرداد 1387-12:08 ق.ظ

نیمه‌ شعبان، سالروز میلاد باسعادت منجی عالم بشریت و مهدی موعود، حضرت حجت‌ ابن الحسن العسكری عجل‌الله تعالی فرجه الشریف،مبارک باد

نوع مطلب : عمومی 

مغز بادام شیرین

نویسنده :مبینا
تاریخ:یکشنبه 13 مرداد 1387-06:08 ق.ظ

مغز بادام شیرین

با توجه به نزدیک شده فصل برداشت بادام و اینکه امسال وضع بادام در منطقه قاهان خوب است امیداست که کشاورزان عزیز قدر این نعمت خدا دادی رابدانند که چه محصول گرانمایه ای رابه شما عزیزان  داده است برای توجه بیشتر به جدول ذیل توجه داشته باشید

در 100 گرم مغز بادام شیرین خشک شده، مواد مغذی زیر وجود دارد:

انرژی

598 کالری

پروتئین

18/6 گرم

روغن های اشباع نشده

54/2 گرم

نشاسته

19/5 گرم

کلسیم

320 میلی گرم

فسفر

500 میلی گرم

آهن

4/7 میلی گرم

پتاسیم

770 میلی گرم

ویتامین B1

25 میلی گرم

ویتامین B2

3/5 میلی گرم

ویتامین B3

9 میلی گرم

 

 



نوع مطلب : عمومی 

سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند

نویسنده :مبینا
تاریخ:جمعه 20 اردیبهشت 1387-09:05 ق.ظ

سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند

این یک ضرب النثل ایرانی است که در مواقعیکه مشکل یا مشکلاتی در یک جا یا جامعه وجود دارد و بقیه بی توجه از کنارش رد میشوند.

واین روز ها بفور میتوان شاهد این موضوع  بود . موضوع از این قرار بود که سوار ماشین بودم دیدم بغل دستیم خیلی کلافه و سر در گم است گفتم موضوع  چیست . گفت از این تورم  از این بی عدالتی .واز این بیکاری و....

خلاصه خودش ادامه داد آخه من افرادی را می بینم که خودش مغاز فروش اجناس یک صنفی را دارد رفته وام کارگاه زود بازده  گرفته و رفته با آن ماشین خریده گفتم مگر میشود گفت از کل وام مقداری به به مدیر عامل  بانک داده و وام را دریافت کرده.این چه مملکتی است همه چیز شده پارتی  و رشو و ضابط

من هم گفتم اینطور ی نیست به هر حال هر پروژه بزرگ ملی  از این دست موارد گاها بوجود می آید. نمی شود به خاطر چند مورد کارها را تعطیل کرد .

گفت ای آقا از این دست موارد اینقدر زیاد است . اصلا خیلی ها را ساختند و منتظرنند به عناوین  مختلف و از راه های گوناگون دولت و مردم را سر کیسه کنند و از این طریق به نون و نوائی برسند گفتم دستگاههای بازرسی  است و موضوع را بررسی میکنند .

گفت این روز ها اینقدر مردم گرفتارتند  که:

1-     فرصت پیگیری ندارند .

2-     من با چشم خودم و گفته  خودشان  دیدم و شنیدم . بازرسی مدرک میخواهد من از کجا بیاورم برای ثابت کردن موضوع .

3-     حالا اگر طرف را بگیرنند مگر چکار میکنند . چند روز بعد یک پست بالاتر به او میدهند

4-     به من چه میرسد بجز دردسر کارخانه یا مغازه ائی که مدتها در حق مردم اجحاف کرده و گران فروشی کرده اگر بعد از سالها گیر بی افتد جریمه گران فروشی به جیب دولت میرود نه من که هرروز گران خریدم .

5-     سری که درد نمی کند دستمال نمی بندند.

راستی مشکل کجاست . آیا مردم باید با این موضوع برخورد کنند . اگر اینطور است، پس جایگاه دستگاههای نظارتی و بازرسی ها د رکجاست .



نوع مطلب : عمومی 

پیشنهاد شناسائی باعات و محلهای موقوفه در قاهان

نویسنده :مبینا
تاریخ:یکشنبه 25 فروردین 1387-09:04 ق.ظ

پیشنهاد شناسائی باعات و محلهای موقوفه در قاهان 

با توجه به اینکه در گذشته تاریخ قاهان افرادی خیری وجود داشتند که به دلایل  مختلف باغ یا مزارعه و یا خانه  خود را وقف  امور خیر میکردند که بنده فکر کنم بیشتر از ده مورد  باغ و زمین وقف در قاهان وجود داشته باشد  که چندان از آنها بهره برداری نمی شود . نه اوقاف بر آنها نظارت دارد و اگر هم دارد خیلی ضعیف و نفعی به کسی نمی رسد  و نه شورا یا دهدار روی این موضوع کار کردن . لذا پیشنهاد میشود این مراکز شناسائی شوند و با مبادی ذیربط هماهنگی های لازم انجام گیرد و آنها را  جهت ارائه خدمات به توریست تجهیز نمایند..

 



نوع مطلب : عمومی 

فهرست اصولگرایان در سراسر كشور

نویسنده :مبینا
تاریخ:شنبه 18 اسفند 1386-01:03 ق.ظ

  فهرست اصولگرایان در سراسر كشور

فهرست نامزدهای مورد حمایت ائتلاف بزرگ جبهه متحد اصولگرایان در سراسر كشور به منظور رقابت در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی منتشر شد. 

 به گزارش رجانیوز به نقل از فارس، فهرست كاندیداهای این جبهه در 30 استان كشور به شرح زیر اعلام شده و انتظار می‌رود در شهرستان‌هایی كه نامزد جبهه متحد اصولگرایان معرفی نشده، به زودی معرفی و وارد گردونه رقابت‌های انتخاباتی شود.

 جبهه متحد اصولگرایان دربرگیرنده طیف های اصلی اصولگرا و از جمله گروه های 18 گانه جبهه پیروان خط امام و رهبری، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، اصولگرایان تحولخواه، رایحه خوش خدمت و حامیان دولت و برخی دیگر از عناصر موثر و اثر گذار در جریان اصولگرا است كه طی سال های گذشته نقش چشمگیری در پیروزی و كارآمدی اصولگرایان در عرصه های مختلف و انتخابات داشته اند.

 

فعالان جبهه متحد اصولگرایان طی سال جاری با برگزاری نشست های متعدد موفق شدند بزرگترین ائتلاف را در جریان اصولگرا تحقق بخشند.

 

اسامی نامزدهای معرفی شده با عنوان جبهه متحد اصولگرایان به تفكیك استان ها به شرح ذیل است:

 

1) استان آذربایجان شرقی:
تبریز: تاج‌الدینی، فرهنگی، متفكر، آزاد، برپور، خانم شایق، ابراهیمی.
بناب: ضیاءالله عزازیی.
سراب: رضا رسولی.
ملكان: شهروز افخمی.
میانه: سیدبهلول حسینی، مهدی اسماعیلی.
بستان‌آباد: سلیمان امیری.
كلیبر: فتحی‌پور.
ورزقان: رضا علی‌زاده.
اهر: ولی‌الله دینی.

2) استان آذربایجان غربی:
ارومیه: خانم راضیه پورحیدری، فتح‌نژاد، بیت‌الله جعفری.
میاندوآب: محبی‌نیا، اسدی.
مهاباد: سیدابراهیم نوربخش.
نقده: محمدباقر بهادری.
سردشت: قادری.

3) استان اردبیل:
اردبیل: جواد صبور، نوعی‌اقدم، قاسم محمدی.
پارس‌آباد: سلیمان فهیمی.
گرمی: اسماعیلی، نیكنام.
مشكین‌شهر: ولی‌ ملكی.

4) استان اصفهان:
اصفهان: فولادگر، رهبر، مقتدایی، فیروز اصلانی.
فلاورجان: احمد اسماعیلی.
سمیرم: جعفری.
نائین: حسنی.
برخوار و میمه: سیدمحمود حسینی.
شهرضا: عوض حیدرپور شهررضایی.
مباركه: سیدعلی‌محمد موسوی.
نجف‌آباد: سعادت.
اردستان: طباطبایی‌نژاد، فرهادی.
لنجان: كوهكن.
كاشان: گرانمایه‌پور.
فریدن: بهمن محمدی.
گلپایگان: نكونام.

5) استان ایلام:
ایلام: فریدون همتی، علی‌اكبر بسطامی.
دهلران: عبد سبزی.

6) استان بوشهر:
بوشهر: عبدالكریم جمیری.
دشستان: ایرج‌زاده.
كنگان، دیر: موسی احمدی.
دشتی و تنگستان: زمانی.

7) شهر تهران:
غلامعلی حداد عادل/مرتضی آقاتهرانی/فاطمه آلیا/لاله افتخاری/رضا اكرمی/زهره الهیان/اسدالله بادامچیان/محمد رضا باهنر/احمد توكلی/
روح‌الله حسینیان/فاطمه رهبر/حمید رسایی/علی اصغر زارعی/علی‌رضا زاكانی/پرویز سروری/نسرین سلطانخواه/شهاب‌الدین صدر/طیبه صفایی/علی عباسپور/حسن غفوری فرد/حسین فدایی/حمیدرضا كاتوزیان/محمد كوثری/مهدی كوچك‌زاده/علیرضا مرندی/غلامرضا مصباحی مقدم/علی مطهری/الیاس نادران/حسین نجابت و بیژن نوباوه.

8) استان چهارمحال و بختیاری:
شهركرد: رئیسی.
فارسان: نورالله حیدری.
بروجن: سلطانی، میرزایی.

9) استان خراسان جنوبی:
بیرجند: سیدحسین ابراهیمی.
نهبندان و سربیشه: محمدعلی اربابی.
قائنات: قربانی.
فردوس و طبس: محمدكریم عابدی.

10) استان خراسان شمالی:
بجنورد: ثروتی، براتی‌زاده.
شیروان: حسینی‌نژاد.
اسفراین: هادی قوامی.

11) استان خراسان رضوی:
مشهد: فاكر، خانم شریعتی، كریمی، قاضی‌‌زاده، آریامنش.
سبزوار: محسنی، احمد بزرگیان.
كاشمر: اسكندری.
تربت حیدریه: توسلی‌زاده، رضایی.
فریمان: سیدحسن حسینی.
تربت جام: اسداللهی.
طرقبه: دهقان.
قوچان: رستمی.
درگز: رزمیان.
نیشابور: سبحانی‌نیا.
خواف: حسین‌زاده.
گناباد: مدنی.

12) استان خوزستان:
اهواز: جوبیری، سودانی، فلسفی، سعدی، صالح‌پور.
شوش: سیدجاسم صاعدی.
آبادان: محمد گذاری، رابطی، دهدشتی.
بهبهان: سیدمحمد مدرس موسوی.
شوشتر: باقر بورد.
ایذه و باغملك: سیدهادی طباطبایی.
خرمشهر: عقیلی.
رامهرمز و رامشیر: اقبال محمدیان.
شادگان: مجید ناصری‌نزاد.
مسجد سلیمان: احمدرضا حاجتی.
بندر ماهشهر: صالحی‌زاده.

13) استان زنجان:
زنجان: اجلی.
ماه‌نشان: عبداللهی.
ابهر: مرسلی.

14) استان سمنان:
سمنان: هادی دوست‌محمدی.
شاهرود: حسینی شاهرودی.
دامغان: حسن سبحانی.

15) استان سیستان و بلوچستان:
زاهدان: حسینعلی شهریاری.
زابل: عباسعلی نورا.
سراوان: هدایت میرمرادزهی.
چابهار: عبدالغفور ایران‌نژاد.
خاش: محمدسعید شهنوازی.

16) استان فارس:
شیراز: سیدحسین ذوالانوار، خرسندیان، قادری.
جهرم: ارجمندی.
استهبان: پیش قدم، سقایی.
لامرد: محمد علی حیاتی.
فسا: دوگانی.
داراب: نبی الله احمدی.
سروستان: كوهی، طهماسبی، دهقان.
مرودشت: قبادی.
لارستان: محبی.
كازرون: شاهین محمد صادقی.
آباده: شادمانی.
فیروزآباد: سید یونس موسوی سرچشمه.
سپیدان: سیدعنایت الله هاشمی.

17) استان قزوین:
قزوین: سیدمحمدحسن ابوترابی.
بوئین‌زهرا: عباسپور.

18) استان قم:
قم: علی لاریجانی، آشتیانی، بنایی.

19) استان كردستان:
سنندج: سیداحسن علوی، سیدخالد حسینی، مظفر جباری، تحصرزاده.
سقز: سعدالله نقش‌بندی، امید قادری.
مریوان: ناصر محمدی، علی كریمی.
بیجار: جعفری، سیدمحمد بیاتیان.
قروه: امینی، جباری.

20) استان كرمان:
كرمان: كرمی.
رفسنجان: محمد حسینی.
بافت: پیش‌بین.
بم: غضنفرآبادی.
جیرفت: تا این لحظه نامشخص.
زرند: تا این لحظه نامشخص.
سیرجان: سیداحمد حسینی.
كهنوج: امیری.
شهر بابك: حسین‌رضا حسینی.

21) استان كرمانشاه:
كرمانشاه: كرمی‌راد، پولكی، محسنی.
گیلانغرب: تجری
اسلام‌آباد: ماشاءالله حاتمی.
كنگاور: سیدجواد زمانی.
سنقر: دكتر محبی.
پاوه: سیدفتح‌الله حسینی.

22) استان كهگیلویه و بویراحمد:
یاسوج: هدایت‌خواه.
دهدشت: بزرگواری.
گچساران: سیدقدرت‌الله حسینی.

23) استان گلستان:
گرگان: سیدعلی طاهری، سیدهادی حسینی.
علی‌آباد: سیدحسن سیدی.
مینودشت: سیدمجتبی حسینی.
گنبد كاووس: سلیمان عباسی.
بندر گز، كردكوی: سیداحمد علوی.
رامیان: مرادعلی منصوری.

24) استان گیلان:
رشت: خانم نیك‌صفت، آقازاده، كوچكی‌نژاد.
لاهیجان: صابر همیشگی.
آستارا: نعمتی.
آستانه: خیرخواه.
انزلی: خسته‌بندی.
رودبار: مرعشی.
رودسر: عباسی.
صومعه‌سرا: دلخوش.
لنگرود: مولایی.
تالش: محمد یاری.

25) استان لرستان:
خرم‌آباد: ملكشاهی‌راد، آقامحمدی.
كوهدشت: علی شاهرخی‌ قبادی.
الیگودرز: مصطفی سلیمانی.
درود و ازنا: عزت‌الله دهقانی.
بروجرد: یحیوی، بروجردی.
پلدختر و ملاوی: شاهرخی.
دلفان: محمد محمدی.

26) استان مازندران:
ساری: صباغ، سیدرمضان شجاعی.
رامسر: نیكنام.
نور و محمودآباد: ناطق‌ نوری.
بابل: علی‌اكبر ناصری، قاسم‌زاده.
بهشهر: احمد مقیمی.
نوشهر: صلاحی.
آمل: یوسفیان.
قائم‌شهر: عزت‌الله اكبری.
بابلسر: مقداد نجف‌نژاد.

27) استان مركزی:
اراك: عباس رجایی، شریفی.
خمین: امرالله موسوی.
تفرش: اخوان.
محلات: سلیمی.
شازند: قاسم عزیزی.
ساوه: شهلا میرگلوبیات.

28) استان هرمزگان:
بندرعباس: علی دیرباز، زائری.
میناب: سیدعلی میرخلیلی.
بندر لنگه: جباری.

29) استان همدان:
همدان: حاجی‌بابایی، سیدكاظم حجازی.
ملایر: سیدحسن فاضلیان.
نهاوند: محمدتقی كاویانی‌پور.
تویسركان: فضلعلی.
رزن: محمدمهدی مفتح.
بهار و كبودرآهنگ: پورمختار.
اسدآباد: بهرامی.

30) استان یزد:
یزد: سیدمهدی صدرالساداتی.
تفت و میبد: یحیی‌زاده.
بافق: عبوئی.
اردكان: بهجتی.

 



نوع مطلب : عمومی 



  • تعداد صفحات :3
  • 1  
  • 2  
  • 3