تبلیغات
قاهان - معرفی انواع نمادها ونشانه های عاشورا و بررسی مفاهیم آنهاقسمت ششم

معرفی انواع نمادها ونشانه های عاشورا و بررسی مفاهیم آنهاقسمت ششم

نویسنده :مبینا
تاریخ:جمعه 21 دی 1386-01:01 ق.ظ

معرفی انواع نمادها ونشانه های عاشورا و بررسی مفاهیم آنهاقسمت ششم 

پارچه­های سوزندوزی به صورت كفن

از موارد مورد استفاده سوزن دوزی در روز عاشورا كفنهای دو طرفه به طول دو متر و به رنگ سفید می‌باشد كه وسطش برای این كه در گردن قرار گیرد، سوراخ است و دو طرف آن گلدوزی می‌شود. این كفنها را در روز عاشورا قمه زنها بر تن می‌كنند..

نقاشی و پیوند آن با مراسم مذهبی

مینیاتور

آغاز عمر نقاشی به عنوان یكی از هنرهای تزیینی با آغاز زندگی بشر همزمان بوده است، ولی آنچه نقاشی ایرانی را از هنر ملتهای دیگر ممتاز می‌كند مینیاتور است. مردم ایران تا آغاز سده بیستم واژه مینیاتور را نمی‌شناختند و تنها از آغاز این سده بود كه اروپاییان آن را در زبان هنری پارسی رواج دادند. كم كم واژه مینیاتور به جای نقاشی ایران مصطلح شد. تابلوهای دیواری و نقاشیهای بزرگ در سراسر تاریخ ایران وجود داشته است و گواه آن، تابلوهای دیواری قاجاری و نقشهای چهل ستون و خانه های جلفا و تابلوهایی است كه از حفاریهای نیشابور متعلق به سده پنجم هجری به دست آمده و نیز بازمانده­های آثار ساسانی و اشكانی.

بی گمان كاشیهای مصورت تخت جمشید باید از جمله آثار نقاشی شمرده شود و خود نشان می‌دهد كه نقاشی در آن زمان تا چه پایه معمول بوده است. نقشهای حاشیه ای ساختمانهای تخت جمشید كه كم و بیش از حیث اندازه با اشیا و اشخاص واقعی برابرند، به لحاظ دقت و وسواسی كه در تصویر جزئیات به آنها به كار رفته، آثار برجسته ای به شمار می‌روند. این خصلت كه وجه مشترك همه دوره های تاریخ نقاشی ایران به شمار می‌آید، در نقاشیهای قرون اخیر تكامل خاصی یافته است.

از نقاشی دوره اولیه اسلام اطلاع زیادی در دست نیست، بجز آثار معدودی كه در سوریه و عراق و ایران كشف شده است، ولی همین آثار كافی است كه رونق و ارزش نقاشی و تزیینات بر دیوار را در دوره بنی امیه و اوایل دوره عباسی آشكار سازد.

هجوم فرهنگ بیگانگان، تاخت و تاز یغماگران، فقر و سوء حكومت و نیز مرگ شاگردان باوفای رضا عباسی از یكسو و از سوی دیگر تشویق و ترویج نقاشی اروپایی به وسیله شاه عباس دوم، موجبات فنا و اضمحلال سبك مینیاتور پرشكوه دوره صفویه را فراهم آورد. مهمترین عامل این سقوط، نفوذ هنر اروپا بود و آن هم در زمانی كه به قول پروفسور پوپ هنرمند اروپا در پست ترین درجه انحطاط خود به سر می‌برد. بیگانگان تنها به این كار بسنده نكردند، آنها همه آثار هنری ایران را از قدیم ترین دوران تا دوران نفوذشان به یغما بردند و در موزه های خود جای دادند.

هنرمندان ایران را از دیدن آثار استادان بزرگ خود محروم كردند و آنان را از نظر روحی و معنوی، با فقدان هنر اصیل ایران روبرو ساختند. بدینسان نقاشی دوران صفوی بعد از یك عمر طولانی (حدود دو قرن) رو به فنا و نابودی گذاشت.

از كتابهایی كه در طول تاریخ اسلام از زندگی پیامبر اسلام (ص) و امامان به صورت مصور تهیه شده است می‌توان از تاریخ جهان (رشیدالدین فضل الله)، خاوران نامه (ابن حسام)، خمسه نظامی‌(نظامی گنجوی) معراج نامه كه توسط مولانا عبدالله، بازنویسی و توسط احمد موسی مصور شده، نام برد. در كتابهای فوق از وقایع عاشورا و حوادث زندگی امام حسین (ع) اثری مشاهده نمی‌شود.

اواخر حكومت قاجاریه كه كتب چاپ سنگی در ایران رواج پیدا كرد، در كتابهایی مانند قمری، طوفان البكاء جوهری و حمله حیدری، نمونه هایی از این باب را می‌توان مشاهده كرد كه به طور مستقل از زندگی حضرت امام حسین (ع) و مخصوصاً از نهضت عاشورا تصاویری به صورت طراحی دیده می‌شود.

در عصر حاضر نیز نمونه هایی از وقایع عاشورا در آثار بعضی از هنرمندان، نظیر استاد محمود فرشچیان، استاد محمدباقر آقامیری و استاد اردشیر مجرد تاكستانی مشاهده می‌شود.

 

پرده­های تعزیه خوانی

حماسه كربلا و شهادت ابا عبدالله الحسین (ع) و یاران وفادارش در محرم سال 61 هجری چنان با عظمت و مقدس بود كه فضای تاریخ تشیع را تسخیر كرد و سرآغازی بود از حماسه ها و فداكاریها و ایثارها و خونها، برای برافراشتن پرچم حق و عدالت و محو باطل و ستم

تجلی حماسه حسینی در میان هر گروه به شكل و صورتی است، چنان كه در روزگار صفویه، تجسم بخشیدن آن واقعه جانگداز، تصویرگری و بر پرده كشیدن صحنه مبارزه حق و باطل متداول شد و آثار هنری ارزنده ای به وجود آمد. این گونه پرده ها در تكایا و مجالس روضه خوانی نصب می‌شد و همراه با ایراد مرائی و نوحه‌خوانی عواطف را تهییج و اشك شوق را روان می‌ساخت و یاد سرور شهیدان و یارانش را در دلهای شیعیان جاویدان می‌گرداند، بدین ترتیب مجالس سوگواری، مدرسه ای سمعی، بصری شد كه آموزگار بزرگ شهادت یعنی امام حسین (ع) درس جانبازی و استقامت و سازش ناپذیری با ستمكاران را همواره تلقین و تكرار می‌كند و شاگردانش را در طول زمان مبارزه و حماسه آخرین زنده می‌دارد و روحیه می‌بخشد و شهادت را بر ایشان شیرین می‌گرداند.

در زمینه شمایل‌نگاری و صورتگری مذهبی، ایران از دیرباز وسوسه پذیر بوده است. نگاهی كوتاه به نقوش سفالهای سیلك و مفرغ های لرستان، حتی پرده های اساطیری مربوط به دلسوختگان بر قتل سیاوش، به وضوح نشان می‌دهد كه چگونه ایرانیان در قالبهای گوناگون قصه های پرمضمون مندرج بر چهره سفالها و سینه پرده ها از فر ایزدی و چالش به نیكی یا بدی سخنها گفته اند.

می‌توان گفت كتاب مصور ارژنگ مانی نیز همواره از دلتنگی آدمهای نخستین حكایات دلنشین دارد و نیز چهره های دلپذیر را به نمایش درآورده است. در ایران اسلامی اگر بگوییم كه بدعت گذاری در چهره پردازی و شمایل نگاری از زمان صفویه رواج یافته است. حتماً دچار اشتباه شده ایم، اما بی تردید می‌توان گفت كه صفویان عنایتی خاص به سوگنامه ها و تراژدیهای پرمایه داشته و به تشویق شمایل نگاران و نقاشان تابلوهای مذهبی پرداخته اند.

شاه اسماعیل صفوی پس از آسودن از عثمانیان، تصمیم گرفت ازبكان را گوشمالی دهد. او شور و شوق عجیبی از میهن پرستی و جنگ در سر مردم انداخت و درحالیكه از تبریز با گروهی از سربازان به راه افتاده بود، چاووشان و سرداران پرهیبت را در طول راه به نمایشی غریب واداشت. این گروهها كه بسیار بودند، با شیپور و طبل و آوازهای سوزناك و خواندن مراثی، بی‌گناهی امام حسین (ع) و سایر قربانیان كربلا را مطرح كردند و مردم را به خود فرا خواندند تا ظالمان ازبك را كه چونان معاویه و یزید و شمر و سنان و بدكردار و شقی می‌پنداشتند، گوشمالی دهند. در این شورآفرینی غریب، پرده های نقاشی و شمایل های مصیبت نیز مورد استفاده قرار گرفت.

پرده خوان ها، پرده های گسترده و بزرگی كه صحنه های فاجعه كربلا را به خونین‌ترین شكلی مجسم می‌كرد، در میدان آبادی ها به نمایش می‌گذاشتند و مرثیه سرایان و چاووشان با سوز و الم به توصیف آن می‌پرداختند و آنگاه از همه مردم می‌خواستند تا با سپاه صوفی بزرگ همراه شوند و هم‌تیپان قاتلان شهدای كربلا را كیفر و قصاص دهند.

پرده خوانی از دیرباز وسیله ای برای بیان سوگ در قالب تصویر بوده كه با انگشتان هنرآفرین و معجزه‌گر شمایل نگاران همراه با هزاران نقش پرجلا با مضامین پر معنی به مردم عرضه می‌شده است.

پرده خوانی هنری است از هنرهای نمایشی ـ نمایش سوگ و الم ـ نمایش شرح حال اهل بزم و رزم. نمایش سیره اولیا و خیره‌سری اشقیا، هنر شكستن سكوت صحنه های خاموش. هنر جان بخشیدن به تصاویر و به جنبش درآوردن انسانهای ساكت منعكس بر پرده های منقوش. پرده خوانی هنر زبان گشودن تصاویر است و نقل و انتقال فكری از صحنه ای به صحنه ای و حركت شتاب آمیز چشم از منظره ای به منظره ای از مناظر مصیبت و صحنه های بزم و رزم.

پرده خوان داستانگوی چرب زبان و گرمچانه، در كوچه‌های غریبه پرده مصیبت و عبرت بر دیواری آویخته است. گام سست می‌كنی و وسوسه توقف در دلت سراغ می‌گیری، می‌ایستی، چشمت به دنبال «مطرق»، پرده‌خوان به سوی چهره های منقش بر پرده می‌دود. پرده خوان را خبره مرد سخن و حركت می‌یابی كه هرچند عامی، اما سخندانی، سخن سنج است و مناسب خوانی موقع شناس. روان شناسی در قلمرو فرهنگ مردم. پرده ها هریك حكایتی دارند، حكایت طرفه و غریبه با صحنه­های پیچ در پیچ.

پرده ها زبان گویائی برای بیان حادثه ها به شمار می‌روند. این پرده ها ضمن اینكه زمینه مناسبی جهت ابراز مهارت فنی هنرمندان فراهم می‌كنند، در عین حال اسباب پرواز تخیل نقاش را مهیا می‌سازند كه در جامه نمایش اشقیاء و اجنه و دوزخیان و موجودات ؟؟؟، تا هركجا كه بخواهد، اوج می‌گیرد. در این پرده ها، نقاش قصه‌گو حوادث را به صورت اپیزودیك در كنار هم می‌نشاند و شخصیت اصلی حادثه را در موقعیتهای مختلف می‌نمایاند.

پرده سهل ترین وسیله برای ابراز سوگ و الم به شمار می‌رود، پرده ها جای زیادی نمی‌گیرند. خدمه حمل و نقل نمی‌خواهند، در بند تلون و تكثیر نور صحنه نیستند، نیازی به نورپردازی ندارند. آفتاب كه در مشرق جای خوش كرد. پرده دار، پرده را می‌گشاید و اگر اقبالی داشته باشد و تماشاگران چشم انتظار و مجذوبی بیابد، می‌تواند تا دم غروب پرچانگی كند. هرچند هرگز تكرارگوئی نمی‌كند، پرده خوانی محتاج سالنهای مجلل و مجهز نیست، پرده خوانی بازیگران پرهیاهوی خام و ناوارد كه هر دم نقششان از یادشان می‌رود و سیاهی لشكریان بی نقش لازم ندارد. هر گوشه ای از پرده ها تجسم حادثه ای و هر نقشی از نقوش، راوی داستانی و عهده دار تكلیفی است.

سینه دیوارهای شكسته، محله های غریب و منزوی در روستاها نیز می‌تواند جایگاه پرده های مصیبت قرار گیرد كه هر گروهی از مردم عامی و عادی و رهگذر عارف می‌توانند ناظر پرده های عبرت باشند و الفاظ، همچون موم در دهان پرده خوان به نرمی‌می‌چرخند و از تكلف و تصنع می‌گریزند. زبان پرده‌خوانی زبان مردم است وای بسا آمیخته با لهجه خاص و اصطلاحات مخصوص یك محل كه خود بومی بودن و مردمی بودن را به مشام می‌رساند.

بجاست كه نفس در سینه پرده‌خوان ها، این ذاكران مصائب نوع بشر را حبس نكنیم و گلویشان را خشكی و لبهایشان را به سترونی كلام نگشاییم. دستان پرتوان شمایل نگاران، این صحیفه نگاران صحف مصائب روزگار را از چرخش و نرمش باز نگذاریم و به جای حركت اضطراری نقاشان تابلوهای قیامت و عبرت و پهن كردن بساط پرده خوانی و ماربازی و شعبده بازی توسط پرده خوان های بی اقبال در گذرگاه رهگذران اتفاقی بیندیشیم ك چه سان می‌توان رفتار این خبرگان هنر را به پویایی و بخصوص آبرو داری كشاند.

شمایل نگاران را از دخمه های محقر شمایل نگاری چگونه می‌توان نجات داد و به فكر كارگاه آبرومندانه ای برایشان بود. چگونه می‌توان پرده خوان ها، این نقالان گرم چانه را از شوارع عام و گذرگاههای غریب و خرابه ها به اماكن عزیز كشاند. بیایید پرده خوانها، این بازیگران هزار نقش صحنه های پرتصویر آویخته بر دیوار كاهگی ترك برداشته گذرگاهها را عزیز بداریم.

پرده داری را شمایل گردانی نیز می‌گویند و مراد از آن شمایل بزرگان دین است. پرده‌داران یا شمایل گردانان كسانی هستند كه معمولاً صحنه ای از حوادث، حوادثی كه در تعزیه ها جاری است و در كتب مقاتل و تذكره های تاریخی دینی از آنها یاد شده و روی پرده بلندی نقش شده در اختیار دارند. پارچه سفیدی روی آن كشیده اند كه با شرح و بسط حوادث و خصایص یك یك چهره هایی كه نشان می‌دهند و كنار زدن آرام و تدریجی پارچه سفید، قسمت به قسمت پرده را توصیف می‌كنند و تماشاچیان را سرگرم می‌دارند و به اندازه ای در این كار مهارت دارند و با چنان جذابیت و تسلط و شیرینی واقعه را بازگو می‌كنند كه هر رهگذری را علاقمند به تماشا و كار خویش می‌سازند، شاید بتوان گفت كه هنر نقاشی نیز خواسته است چون شعر یا موسیقی جایی برای خود كه گویای نفرتی سخت به معاندین و اشقیا و محبت و الفتی صمیمانه و بی ریا با خاندان رسول (ص) است، معمولاً قیافه اشقیا و محبت و الفتی صمیمانه و بی ریا با خاندان رسول (ع) است، معمولاً قیافه اشقیا بد و ناهنجار و كریه است، سرشان نتراشیده، پیشانیشان كوتاه، خنده هایشان تلخ و بی رمق، سبیلشان آویزان و نگاهشان بی شرم است. ضربت شمشیر فرق آنها را شكافته و زبان از دهانشان بیرون آمده، شمر هشت پستان دارد.

پرده دار ضمن شرح پرده از لعنت آنان فروگذار نمی‌كند. چهره اعضای خاندان رسول (ص) و یاران حسین (ع) در هاله ای از نور قرار دارد و نور از آنها ساطع است. چهره زنان و دوشیزگان در پشت مقنعه پنهان است. در بعضی از پرده ها، صحنه روز دهم محرم منقوش است و خیمه و خرگاه و میدان جنگ و ستیزه همگی در آنها نشان داده شده. تعزیه از تأثیر نمایشهای پرده ای بر كنار نیست و شاید خود نقشی در گسترش تعزیه داشته است. زیرا می‌توان پنداشت كه حوادث كربلا به همراه سینه زنی و همسرایی و نوحه خوانی بدواً بدین صورت از برابر مردم می‌گذشته است.

پرده تعزیه ای از آغاز قرن 11 هـ . ق در موزه مركزی آستان قدس رضوی با مشخصات زیر موجود می‌باشد:

تابلویی است رنگ روغن پارچه ابریشمین از نقاشی ناشناخته. اندازه اصلی آن 2×5/7 متر و شامل سه صحنه از وقایع پرسوز و گداز دشت كربلا در روی عاشورای 61 هجری قمری است، ولی شما در اینجا فقط شاهد یك صحنه از آن هستید. نقاش با بزرگتر كشیدن و برجسته تر نشان دادن تصاویر حضرت امام حسین (ع) و حضرت ابوالفضل العباس (ع) و دیگر جنگاوران اسلام خواسته است به عظمت روح و علو مقا و شأن والای ایشان تجسم عینی بخشد. از سوی دیگر قیافه های دشمنان اسلام را خشن و همراه حركاتی تند ترسیم كرده و چهره امام و یارانش را كاملاً آرام و احاطه شده در هاله ای از نور نموده است تا بدینوسیله تضاد باطنی را بهتر بنمایاند و احساسات بینندگان را بیشتر تحت تأثیر قرار دهد.

در اطراف پرده، بند اول تركیب بند معروف محتشم كاشانی (متوفی به سال 996 هـ . ق) با خط نستعلیق روی زمینه سیاه نوشته شده است تا هنگامی‌كه درویشان با نشان دادن تصاویر به شرح وقایع جانگداز روز عاشورا می‌پردازند با خواندن آنها با صدای حزین، بیننده را بیشتر تحت تأثیر قرار دهند.

ادامه دارد

 



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
What do you do for a sore Achilles tendon?
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:49 ق.ظ
You ought to take part in a contest for one of the greatest blogs on the
net. I'm going to highly recommend this site!
wonderfulradius09.snack.ws
شنبه 14 مرداد 1396 05:37 ب.ظ
This is the perfect website for anybody who hopes to find out about this topic.

You know so much its almost hard to argue with you
(not that I really would want to…HaHa). You definitely
put a fresh spin on a topic that's been written about
for years. Great stuff, just wonderful!
Rashad
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:58 ب.ظ
I have learn some excellent stuff here. Certainly worth bookmarking
for revisiting. I surprise how a lot effort you set to make this kind
of fantastic informative web site.
سارا
چهارشنبه 20 شهریور 1387 03:09 ق.ظ
salam man khondam kheyli matn ghashang bod fagat man 5 ghesmate ghablo mikham bekhonam koja bayad berammmmmmmmmmm???
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر