تبلیغات
قاهان - معرفی انواع نمادها ونشانه های عاشورا و بررسی مفاهیم آنها قسمت نهم

معرفی انواع نمادها ونشانه های عاشورا و بررسی مفاهیم آنها قسمت نهم

نویسنده :مبینا
تاریخ:جمعه 21 دی 1386-01:01 ق.ظ

معرفی انواع نمادها ونشانه های عاشورا و بررسی مفاهیم آنها        قسمت نهم

شیشه و نحوه بهره برداری از آن در مراسم عاشورا

نقاشی­های پشت شیشه

در كنار پرده­های رنگ و روغنی و شمایل های آبرنگ، باید به نقاشی های پشت شیشه كه بخش مهمی را تشكیل داده است اشاره كرد. این هنر دقیق كه سابقه ای سیصدساله دارد، به تساوی در موضوعات مذهبی و غیرمذهبی به كار گرفته شده است. عالی ترین نمونه های آن از اوایل قرن سیزدهم به صورت تصاویری از فتحعلیشاه قاجار و فرزندان و درباریانش به جا مانده است كه از آن میان باید شبیه «محمدعلی میرزا دولتشاه» را ذكر كرد كه قطعاً از ممتازترین این نوع آثار است.

از نقاشی های پشت شیشه ای تصویری از حضرت عباس را می‌توان نام برد كه مثالی كافی در این مورد است: حضرت به رشادت تمام بر اسبی سپید نشسته است و بیرقی به دست چپ دارد و بانویی از اهل بیت، مشك آبی را بدو می‌سپارد. نور از گرداگرد سر او زبانه می‌كشد به زیر پایش نهر و نخلستان را می‌بینیم. دراساس تركیب بندی و انتخاب موضوع این نقاشی تفاوت چندانی با یك نقاشی عادی آبرنگ و یا رنگ روغنی ندارد، جز آن كه بخاطر صعوبت روش، قدری ساده تر كار شده است و قلم گیری در آن دیده می‌شود.

نقاشی­های پشت آئینه

آغاز عمر نقاشی به عنوان یكی از هنرهای تزیینی با آغاز زندگی بشر همزمان بوده است. حرمت نقاشی در دین اسلام طبعاً سبب شده كه هنرمندان به جای تصویر رویدادهای زندگی به تزیین اشیاء كوچك و شخصی روی آورند. از جمله این اشیاء در قرون اخیر قلمدان و جلد كتاب و جعبه و پشت آیینه است. شیوه نقش پردازی این چیزها را در ایران رنگ روغنی می‌نامند، زیرا در پوشش آبرنگ مانند نهایی آنها، روغنی را كه در واقع نوعی از لاك است به كار می‌برند.

در مسجد هیأت علی اكبریهای مقدم مشهد یك نوع كار بر روی آیینه مشاهده شد. در این نمونه كار مرحوم رضوان كه از هنرمندان آستان قدس می‌باشد اشعار محتشم كاشانی را در كتیبه هایی بر روی آیینه پیاده كرده است و دور تا دور بالای دیوار مسجد اشعار محتشم با رنگهای بسیار زیبا بر روی آیینه نقاشی شده است. در كنار خطوط تزیینات دیگر به صورت اسلیمی و ختائی نیز مشاهده می‌شود.

سایر مواردی كه در ارتباط با هنر و مراسم عزاداری است:

 

 

كاشیكاری

كاشی معرق همچنان كه از نامش برمی‌آید كار كاشان است، شهری كه از دیرباز سازندة بهترین كاشیها بوده و فرآورده هایش در سراسر جهان اسلامی خواستاران فراوان داشته است. كاشی پوشش بسیاری از مساجد را تشكیل می‌دهد و درخشان ترین پیرایه ای است كه تاكنون در هنر معماری ابداع شده است. كاشیهای پرشكوه رنگارنگ كه رنگ آبی در آن غلبه دارد ردیفهایش بر زمینه دورنمایی خاكی رنگ همچون جویبارهای بهشت می‌نماید، با نقش گل پیچیده در تصاویر اسلیمی، به شیوه نفیس ترین قالبها كه خود كار بزرگترین طراحان است، غنا و لطف بیشتری می‌یابد.

كاربرد تكه های كوچك كاشی شكسته برای نخستین بار در مراغه در آغاز سده هفتم معمول شد و این امكان را به وجود آورد كه به جای كاشیهای یكپارچه می‌توان كاشیهایی با تركیب واحدهای ظریف گوناگون ساخت. البته پیش از آن در بیزانس، موازئیك شیشه ای براساس موزائیك سنگی به سبك یونانیان ـ رومیان ساخته شده بود، ولی شاید نخستین فرآورده های این هنر، موزائیكهای شیشه ای «چو گاز مبیل» در هزاره دوم پیش از میلاد باشد.

موزائیك را از تركیب تكه های جداشده از كاشیهای یكپارچه و رنگین می‌سازند. نخست باید گل را برگزید و شست و پالائید و با ورز دادن به صورت ماده ای غلیظ ولی یكدست و شكل پذیر درآورد. آنگاه آن را در قالبهایی چهارگوش جای داد و سپس معمولاً به مدت یك روز در آفتاب گذاشت تا خوب خشك شود، زیرا اگر اندك رطوبتی در آن بماند ممكن است در كوره بتركد یا دست كم كاشی را بدریخت كند یا از چسبیدن لعاب به آن جلوگیری نماید. سپس یك مادة معدنی گداخته به روی آن می‌ریزند و كاشی را در كوره می‌گذارند و گرمانی لعاب را به صورت رنگی درخشان درمی‌آورند.

هر رنگی، درجه مطلوب و معینی برای پختن دارد، لاجوردی و فیروزه ای بالاترین درجه، و قرمز و زرد پایین ترین درجه را می‌خواهد برخی رنگها زیر شعله پر اكسیژن خوب پخته می‌شود و برخی زیر شعهل كم اكسیژن و به سبب همین هماهنگی كامل رنگهاست كه موزائیك با وجود هزینه بیشتر به كاشیهای ساده هفت رنگ رجحان داده می‌شود، زیرا كاشیهای هفت رنگ را باید با درجه كمتر پخت تا همه رنگها یكباره جا بیفتد.

طرح سیاه و سفید موازئیك را روی كاغذ می‌كشند و اغلب با كاغذ «استنسیل» الگوها را تكثیر می‌كنند. تكه های كوچكی از این طرح كاغذی را می‌برند و روی كاشی مربع مطابق رنگها و ترتیب مطلوب می‌چسبانند.

آنگاه كاشیهای مربع را از روی راهنماهای كاغذی به صورت عناصر تركیب موازئیك درمی‌آورند و این كاری بی نهایت دشوار است، زیرا لعاب كه اینك بر اثر تركیب خاص خود، سخت تر و شكننده تر از شیشه است نباید در لبه های بشكند و خود بدنه نیز نباید خراش بردارد، چرا كه همه واحدها باید مانند بازی معما، با هم جور دربیایند. كاشی گران در این مورد با مهارت غریبی از تیشه استفاده می‌كنند و انجام این كار با ظرافت خاصی صورت می‌گیرد درست مانند آن كه تن آدمی را با ابزارهای قصابی جراحی كنند. با نوك تیشه برجستگیهای كوچك را بیرون می‌آورند، سپس دندانه ها را با ابزاری مانند سوهان یا یك قلم پرداخت می‌دهند. در سالهای اخیر مته و اره معمول شده است. بهترین كاشی گران می‌توانند جای معینی از كاشی را با تكثیر یك نقش پیچیده اسلیمی، بدون استفاده از الگو یا طرحی پر كنند.

اینكه از روی طرح كامل، واحدهای نقش پشت رو قرار داده می‌شود. برای كاشیهای بزرگ، هزاران تكه كاشی را روی كف صاف اتاق می‌چینند. سپس پشت كاشی را از گچ می‌پوشانند. آب به روی آن می‌ریزند تا گچ به كاشی خام پرمنفذ بچسبد. آنگاه ملاط به روی آن می‌ریزند و این كار را بسیار آهسته انجام می‌دهند تا تكه ها از جای خود حركت نكنند.

در درون ملاط تكه های طناب می‌گذارند تا خودش را بگیرد، همچنان كه در خشتها و آجرهای قدیمی كاه می‌ریختند تا محكم شوند. موزائیك كاری در هیچ جا به این دقت و ظرافت بخصوص بر روی سردرهای عظیم سقفهای دوار و گنبدی شكل انجام نگرفته است. درست مانند آن است كه ایرانیان، هنر نفیس و ظریفی چون تذهیب كتاب را همچون شیوه ای در معماری به كار برده باشند.

خطاطی در ایران همچون در خاور دور، هنری بزرگ و به راستی بنیادی است ایرانیان الفبای عربی را كه آرایش پذیرترین خطهاست با شور و شوق پروردند و به ابداع و نوآوریهای شگفت انگیزی دست یافتند. سپس هنر معماری را در جهت آرایش مساجد جای دادند چندان كه ساختمان مساجد به معنای راستین نماینده كلمه حق گشت.

یكی از مهمترین تحولات در تاریخ هنر اسلامی تأثیری بود كه نمایش های تعزیه پس از صدها سال ممنوعیت، بر هنرهای دیداری داشت در خلال سده نوزدهم نقوشی از موضوعات مذهبی پدید آمد و مورد توجه خاص اغلب ایرانیان واقع گشت. این نقاشیها كه اساساً هنری مردمی به شمار می‌آید نزد عوام به نقاشی «قهوه خانه ای» معروف است، اما از آنجا كه درونمایه اصلی این نقاشیهای مذهبی شهادت امام حسین (ع) و یارانش در كربلاست، بهترین و مناسبترین آنها را می‌توان به نقاشیهای صحنه كربلا اختصاص داد. پس از قرون متمادی ممنوعیت و توبیخ، آنچه كه چنین دگرگونی را در نگرش های عمومی ممكن ساخت نقاشیهای ادوار گذشته بود كه شرح و تصویر واقعه حزن انگیز كربلا را شامل نمی‌گشت و بیشتر به ذوق اعیان و اشراف محدود می‌شد و بندرت مورد توجه توده مردم قرار می‌گرفت در توضیح این كه چگونه نقوش كربلا، در اصل، ترجمان نمایش تعزیه و در قالب هنرهای دیداری بود تنها كافی است این نقوش را با نمایشهای تعزیه و تعزیه نامه ها مقایسه كنیم.

از موارد متعدد این نقوش كه برای توضیح این مطلب مورد استفاده تواند بود نقوش رنگی دیوارهای تكیه معاون الملك در كرمانشاه است.

كتیبه های كرمانشاه به عنوان تزیین مناسب تكیه در عین حال مشخصه دیگری از معماری تكیه را نشان می‌دهند. یعنی با آنكه تكیه بنایی مذهبی است. تضییقات سختی كه نمایش تمثال انسان را در مسجد ممنوع می‌كرد در بعضی از موارد كاملاً نادیده گرفته می‌شد، زیرا تعزیه را هم از طریق نقاشی و هم نمایش در تكیه می‌شد نشان داد.

مشخصه بارزتر كتیبه های كرمانشاه باز نمایی های خود واقعه كربلاست كه نه تنها از نظر موضوع بلكه از نظر شمایل كشی نیز از روی نمایش های تعزیه طراحی شده اند و آن یكی از بارزترین موضوعات واقعة كربلاست: بازماندگان امام حسین علیه السلام در دربار یزید در دمشق اسیر هستند. ملتمسان نقابدار و نورانی در بالای مجلس یزید بر تختی از آن دست كه هنرمندان ابتداء اسقاط قاجار از تخت طاووس معروف طراحی كرده اند، نشسته است.

در سمت چپ سلطان یك سفیر «فرنگی» و مشاور خصوصی بر صندلی هایی كه معمولاً در ضیافت های دربار قاجار برای میهمانان اروپایی بود نشسته اند. پیش پای تخت، امام جدید زین العابدین علیه السلام به همراه خواهر امام حسین، زینب علیها السلام ایستاده است. از جملة خردسالان در تصویر سكینه زیبده و فاطمه كه آخری بیوة قاسم شهید است، می باشند.

دختر یزید كه در تعزیه، از پدر و وضع بظاهر خوب خود می بالد، در كنار یزید ایستاده است. پرتو نور طشت طلایی كه روی تخت قرار دارد شعله ای چند رنگ است تا نور سر امام را كه هم اینك به عنوان پیروزی لشكریان شام است، برساند.

یزید با این صحنة توهین و تحقیرآمیز اولاد علی در دمشق، از عمل زشت خود نادم می شود، اولاد علی را از اسارت وا می رهاند و به ملازم خود بشیر فرمان می دهد تا اهل بیت مطهر را به مدینه ببرد. در كتیبه كاروان مزبور در حال ورود به شهر مقدس مدینه نشان داده شده است، بشیر و یك نگهبان شامی دیگر دستة زین العابدین علیه السلام و زنان بازماندة نشسته در «تخت روان» اطراف وی را كه به امر یزید بر آنها سیاه پوشانده اند، همراهی می كنند.

تأثیر تعزیه بر چهار كتیبة مورد بحث كه هر یك مجلس تعزیه خاصی را با تصویر شرح می دهد، بویژه اغلب جزئیات كیببه های دمشق و مدینه، تنها شرح توضیح نمایشهای تعزیه است.

در مورد نقابهای نساء آل علی علیه السلام كه نقش آنان را مردان به عهده داشتند از تمهیدات صحنه ای به شمار می روند كه واژه به واژه توسط هنرمندان باز آفرینی شده اند حتی در مورد قسمت كوچكی از نقاشی كتیبة مزبور كه نشان دهندة اجساد شهیدان صحرای كربلاست، لشكریان شام درخواست آب برای زنان و كودكان حرم می كند كه جواب این خواهش با زدن تیر به حلقوم سوختة طفل داده می شود، مستقیماً از تعزیه اقتباس شده است.

تأثیر عمومی تری كه تعزیه در نقاشی مذهبی داشت از استفادة نقاب معلوم می شود. طی نیمة دوم سدة پانزدهم تا دورة قاجار، نقاب مشخصة خاص اشخاصی مقدس بود و برای پوشاندن چهره های زنان به كار نمی رفت، ولی به محض این كه به صورت جزء قانونی لباس زنان، به نشانة عفت و حجاب آنان و نیز چنان كه گفته شد، به عنوان تمهیدی تئاتری برای تغییر هیأت مردانی كه نقشهای زنان را بازی می كردند، در آمد، در نقوش كربلا نیز صفت مشخصة قانونی زنان خاندان علی علیه السلام شد، با آنكه در گذشته به هیچ وجه نقاب به عنوان نماد تقدس به كار نمی رفت، ولی در نقاشی مذهبی عهد قاجار تا حدودی به طور دلخواه به پاكان و معصومان نسبت داده شد بدینسان، چهرة امامان شیعه، هم با نقاب و هم بدون نقاب ظاهر می شوند. نقطة مقابل نور است و با آن كه از تمهیدات نمایش های تعزیه نیست، از قراردادهای نقاشی قدیم به عنوان نماد قدیسان آنها باقی مانده است.

حسینیة مشیر در محلة سنگ سیاه شیراز است و می توان از دربند مشیر كه از اواسط خیابان قاآنی در سمت شرقی منشعب می شود به طور مستقیم بعد از عبور از یك چهار راه و گذشتن از كنار یك سقاخانة زیبا با در و سر در آن كه در سمت راست قرار دارد و كاشی دبیرستان سلطانی بر بالای آن نقش است روبرو شد.

نیاز به یادآوری ندارد حسینیه كه به نام حضرت امام حسین علیه السلام سومین پیشوای شیعه زینت می یابد محلی است برای برپا داشتن مراسم تعزیه خوانی و عزادارای و روضه خوانی و اطعام و تشكیل مجالس مذهبی و نیز مراسمی چون سینه زنی و دعا برای دوستداران خاندان عصمت و طهارت و عاشقان حسین و نیز برای عرض ارادت به آستان وی این حسینیه ها را می ساختند و بر این امر وقف می كردند و حتی موقوفاتی نیز برای آن در نظر می گرفتند كه از ممر درامد ان موقوفات امور حسینیه به نحوی كه مورد خواست و نیت بانی بود اداره می شد. «حسینیه مشیر» نیز یكی از همانهاست كه در سمت شمالی خانة وی بنا شده است.

در پشت ایوان حسینیه، اتاق بسیار بزرگ (سالن) وجود دارد. بر بالای دیوارهای داخل این محل، در زیر سقف كتیبه های بسیار زیبایی با تزیینات شیشه كاری به چشم می خورد. كتیبه های اطراف كه بر زمینة آبی است شامل اشعاری مذهبی در مرثیة حضرت امام حسین علیه السلام از محتشم كاشانی است.

از گوشة این سالن اشعاری بدین گونه آغاز می شود:

چون خون حلق تشنة او بر زمین رسید        جوش از زمین به ذروة عرش برین رسید

نزدیك شد كه خانة ایمان شود خراب           از بس شكستها كه به اركان دین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند            گرد از مدینه بر فلك هفتمین رسید

كرد این خیال و هم غلطكار كان غبار            تا دامن جلال جهان آفرین رسید

كتیبه ای نیز بر كاشی مشكی دیده می شود كه روی آن جملة «قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم حسین منی و انا من حسین» نوشته شده است و زیر آن نیز نوشته شده «رقم عمل مهدی بن استاد علی اكبر» و بعد مرثیه بر زمینه كاشی ادامه پیدا می كند.

بین در بزرگ منبت كاری و در خروجی كوچة دربند مشیر، اتاقی بوده است كه تعزیه خوانان به عنوان پشت صحنه از آن استفاده كرده و خود را برای تعزیه خوانی آماده می كرده اند و علم و كتل و اسب و شتر آنان نیز از همین ندر بزرگ وارد میدان حسینیه می شده است و وسایل گران قسمت و جالبی برای استفادة تعزیه خوانان از زره و خود و سپر و شمشیر و علم و طبل و كرنا در این محل نگهداری می شده كه همة آنها از میان رفته است.

از شاهكارهای هنری این حسینیه كه در خور بحث و گفتگو و تجزیه و تحلیل و بررسی است كاشی كاری هفت رنگی است بر قوسی شبیه طلوع خورشید و شامل سه هلال كه بر بالای ایوان (شاه نشین) شمالی است و اوج تكامل هنر كاشی كاری دوراق قاجاریه را نشان می دهد. این اثر هنری ارزنده اسلامی بنا به عقیده جناب آقای شایسته استاد و هنرمند نقاش معروف معاصر در حدود یك میلیون تومان ارزش دارد و طول آن در حدود هشت متر و ارتفاعش از سطح بام در حدود 30/3متر می­باشد و

از نقاش معروف به نام آقا میرزا بزرگ در دورة مشیر الملك می باشد

در وسط هلال فوقانی و دو نیم هلال شرقی و غربی اشعاری با خط سفید بر زمینه مشكی، به صورت مصاریع جداگانه و دنبال هم نقش شده است.

شنیده اید حسینی به كربلایی بود                شنیده اید كه از خون محاسنش آلود

ندیده اید كه چندین هزار زخم چه كرد          ندیده اید كه چندین هزار درد چه بود

شنیده اید علمدار اوفتاد ز پای                     ندیده اید كه پشت كه را شكست چه سود

همه اذیت پیغمبر است بلكه خدای                و من اذانی از آن روی مصطفی فرمود

در هلال فوقانی اشعار صحنه های كربلا و روز قیامت ترسیم شده است. خورشید با چشمهای زیبا و درشت خویش كه بامداد رستاخیز طلوع كرده است با پرتوی زرین حضرت رسول اكرم علیه السلام بر منبری زیبا نشسته است و در پله پایین تر از آن مولای متقیان علی علیه السلام جلوس كرده است.

پرتوی همانند نور خورشید از چهرة نبی اكرم صل الله علیه و آله ساطع است. نه فرشته، از فرشتگان مقرب آن نور را همانند آیینه ای برابر خورشید نگهداشته اند. بال فرشتگان به رنگ سبز زیبایی است و همین رنگ به نور زرد چهره حضرت پیامبر اكرم صل الله علیه و اله درخشندگی و تلاءلوء خاصی بخشیده است.

در پشت سر حضرت رسول علیه السلام چهرة نورانی و باز دوازده تن از امامان علیهم السلام دیده می شود كه در ورای آنها، دو چهره كه كوچكتر نقاشی شده خودنمایی می كند. شاید این دو چهره، چهرة حسنین فرزندان مولای متقیان علیهم السلام باشد. روبه روی حضرت نبی اكرم صل الله علیه و آله چهار تن بی سر برپا ایستاده اند كه دو پیكر آنان سرهای بریدة خود را در دست دارند و دو پیكر دیگر سر ندارند.

شلوار دو تن آنان آبی و دوتن قرمز خوشرنگی است. زنان حرم حضرت امام حسین علیه السلام و زنان بزرگ خاندان رسول (ص) با تن پوشهای بلند ردا مانند نقاب بر صورت دارند و فقط چشمانشان از بالای نقاب پیداست و رو به روی حضرت قرار گرفته اند.

دختری به عنوان آخرین تن با اندامی كوچك نقاشی كه گویا تصویری از سكینه دختر سیدالشهداء (ع) است.

یكی از زنان حرم با دست راست خود، دست بریده ای را كه از آن حضرت عباس علمدار (ع) و برادر امام حسین (ع) است بالای سر خود گرفته است و دیگری كه به نظر می­رسد حضرت صدیقة طاهره (ع) باشد، سر فرزند خود امام حسین (ع) را به دست دارد زنی دیگر كه همسر امام حسین (ع) است كودك صغیر و شیرخوار (علی اصغر) را كه روز عاشورا از دست داده در آغوش دارد. اینان در حقیقت دادخواهانند كه به دادخواهی آمده اند و سمتی را كه بر آنان رفته عنوان می كنند.

در زیر پای اینان چهره های عبوس و بی روح و خشك كفار دیده می شود كه بعضی سبیل دارند، بعضی ریش و بعضی هر دو را و بعضی هیچ كدام را، ولی سرهای همه تراشیده است و بر روی هم چهل هشت تن هستند. در زیر پای اینان درست در وسط صحنه یعنی حدفاصل مرگ و عقوبت، فرشتة سنجش اعمال، ترازو در دست ایستاد و دو فرشته دیگر در طرفین او، او را یاری می دهند و فرشتگان روز قیامت با لباسهای مرتب به رنگ آبی و قرمز، یك درمیان ایستاده اند و كلاه تاج مانندی بر سر دارند.

اینان كه دست در دست هم افكنده اند خوبان فرشته خصالند یا فرشتگانی كه تمشیت امور رستاخیز را بر عهده دارند. دو تن دیگر نیز به كاشی نقش شده اند كه به نظر می آید منتظر پایان كارند و نتیجة سنجش گناه و ثوابشان.

در پشت سر انبیا و اولیا چهرة زنان مقدس و از آن جمله چهرة حضرت مریم نیز دیده می شود. نمای بهشت و جهنم نیز در این تصویر بخوبی آشكار شده است، چه پس از سنجش كردار و گفتار مردگان، فرشتگان آنان را بر پل صراط هدایت می كنند. بعضی مشغول عبور از پلند، سواری بر اسبی رهوار دیده می شود كه در حال تاخت از پل عبور می كند. كسانی نیز دیده می شوند كه با ترس و لرز و كمك دست و پا و زانو با احتیاط فراوان رد می شوند. بدكاران نیز در حال سقوط به قعر جهنم اند و بعضی به آرامی می گذرند.

در قعهر جهنم، در زیر پل، تصویر مار غاشیه دیده می شود كه با دهان گشاده و چنبر دم و قدرت بدن مشغول بلعیدن بدكاران افتاده به جهنم است. رنگ جالب آبی مایل به ارغوانی كه برای اژدها برگزیده شده، بالهایی كه از بدن او رسته با ناخنهای وحشتناك كیفیتی را القا می كند كه هیچ كلامی یارای باز گفتن آن را ندارد.

در گوشه و كنار جهنم، ملا یك عذاب گرز به دست دیده می شوند و ملك دوزخ با گرزی چون دیگران با فراغت خاطر در گوشة عكس، بر صندلی نشسته و ناظر كیفر گناهكاران است. بر بالای پل، بهشت زیبا و رؤیایی با حوض كثر ترسیم شده. حضرت رسول اكرم (ص) با سیمای نورانی در سمت راست آن و حضرت امیرمؤمنان علی (ع) در سمت چپ آن نشسته اند و درخت طوبی كه خداوند آن را در قرآن به بندگان نیكوكار وعده فرموده در پشت حوض كوثر و در كنار آن دیده می شود.

حضرت مولای متقیان كه ساقی كوثر است با پیغمبر اكرم (ص) سخن می گوید، رنگ برگ درخت طوبی سبز و آب حوض كوثر آبی است. شاخ و برگ طوبی تمام فضای بهشت را فرا گرفته است. در گوشة عكس نیز چهرة زنان نیكوكار و نوجوانانی كه روز عاشورا به خاطر حسین (ع) كشته شدند، نوجوانانی چون اكبر و قاسم، دیده می شود.

در قسمت پایین تر از راست به چپ با تصاویر مختلفی كه عموماً مربوط به صحرای كربلاست روبرو می شویم.

در سمت راست، حضرت امام حسین (ع) سوار بر ذوالجناه دیده می شود. دو تن از زنان حرم از خیمه گاه بیرون آمدند و علی اصغر طفل صغیر را به امام (ع) دادند. حضرت او را در آغوش گرفته تا با خود ببرد و قطره آبی برای او از دشمن بگیرد.

فرشتگانی در اطراف حسین (ع) در پروازند. چند تن از زنان حرم نیز نقاشی شده اند كه امام حسین (ع) و اصغر و دو تن زن دیگر را می نگرند. دو بچه دیگر از اهل حرم دیده میشوند كه بر گوشه ای دست دعا بسوی خداوند بزرگ برداشته اند. این نقاشی شاید كنایتی از رسالت حضرت امام حسین (ع) برای نیل به درجه شهادت و از دست دادن كسان خویش، حتی فرزند صغیر و شیرخوار معصوم. خیمه ها سفید و ساده اند، زنان همه نقاب سفید بر چهره دارند. چهرة امام حسین (ع) مصمم و نورانی است. گوشة آسمان به رنگ آبی كمرنگ دیده می شود.

بعد دو صحنه را در كنار هم می بینیم، یكی بالا و دیگری پایین، در بالایی تصویر هفت نعش دیده می شود كه به ردیف برخاك نهاده شده اند و دو تن از كافران نیز دیده می شوند كه از گوشه ای امام را می نگرند. یكی از آنان موهای سر نوجوانی را كه در آغوش حسین است و به نظر می رسد قاسم باشد با یك دست گرفته و با دست دیگر می خواهد سر او را ببرد و دیگری عاصی و پرخاشجو با شمشیر آخته به او و حسین یورش برده. اینان در حقیقت عاقبت كار را به حسین (ع) می نمایانند.

در قسمت پایین امام حسین (ع)، علی اكبر فرزند جوان خود را، با فرق شكافته، در آغوش كشیده است. چهرة علی اكبر بسیار زیبا ترسیم شده، لباسها بلند است و دو نوار زرد، یكی از اطراف سینه و دیگری بر كمر او دیده می شود. ذوالجناه اسب امام حسین (ع) و عقاب اسب علی اكبر دو طرف امام ایستاده اند. خاموش و آرام، سپر قهوه ای علی اكبر در گوشه ای افتاده و شمشیر در گوشه ای دیگر حالت رضای بی تفسیری در نگاه امام حسین (ع) دیده می شود.

در تصویر دیگری كه در سمت چپ این دو تصویر است، امام دیده می شود كه تنها و اندیشناك سر را به شمشیر تكیه داده و سوار بر اسب عازم میدان و غرق تفكر است. تنهایی دردناك امام حسین (ع) از این تصویر كاملاً آشكار است. درویشی با كجكول جلوی اسب او ایستاده است و چند تن از اجنه و از آن جمله زعفر جنی برای حمایت وی آمده اند. فرشتگان نیز او را احاطه كرده اند.

و مردی با لباس سفید راه راه سوار بر اسب نیز در برابر امام دیده می شود كه نیزه ای در دست دارد و به نظر می رسد نامه رسانی از دیار دور است چه دستش را به سوی حضرت دراز كرده است و مثل این كه چیزی را هم در دست دارد. بعضی عقیده دارند كه این شخص از اشقیاست، ولی این تفسیر درست به نظر نمی رسد چه اولاً در این قسمت امام و یاران خوب او در آخرین دم حضور دارند، ثانیاً لباس این مرد راه راه پوش شباهتی به لباس اشقیا ندارد.

ثالثاً او سر جنگ ندارد، چه فقط نیزه ای كه شاید چوبی است در دست دارد. در این قسمت كمی از شط فرات به رنگ آبی كمرنگ نشان داده شده، زمینة این مجلس قسمتی زرد و قسمتی زرد كمرنگ است. آسمان نیز با رنگ آبی كمرنگ دیده می شود. چهرة اندیشناك امام، در این صحنه و مجلس، تفكرانگیز است.

در صحنة سمت چپ تصویر مذكور، حضرت عباس علیه السلام بركنار نهر فرات با اسب به دشمنان یورش برده است. اعضا و جوارح و اندام اسب چنان حالت خروش و حركتی دارد كه كمتر می توان چنین حركت، جهش و تلاش را بر كاشی نشان داد. حتی دم اسب چنان علم شده كه می توان حالت خشم سوار و قدرت اسب را برای جولان دریافت. رگهای بدن اسب همه برآمده و پیكرش عرق كرده است. حضرت عباس علیه السلام با دست چپ شمشیر می زند و دشمنی را كه روبروی اوست از فراق سر تاسینه دو نیمه كرده و سر دشمن در حال شكافتن و فرو افتادن است. شیپور زنان لشكر دشمن كه در حال دمیدن در شیپورند دیده می شوند. سرهای فراوان بر خاك افتاده است با چشمهای از وحشت دریده، یكی از كفار كه فرق شكافته یار خود را دیده و حال گریز و پشت كردن به حضرت عباس علیه السلام است و در همین حال یكی از آنان از پشت سر به آن حضرت یورش برده و چیزی نمانده است كه شمشیر فرود آید و سپر و خود و زره را بشكافد و او را بكشد، گویی دم آخر او تصویر شده است.

آخرین قسمت در سمت چپ، سرداری دیده می شود سوار بر اسب با لباس بلند و ریش سفید و لشكریان او به دنبالش روانند و به نظر می رسد حر ریاحی باشد با سمنان بن انس یا عمر سعد كه برای مقابله با حسین علیه السلام عازم میدان است. سوار چتری افراشته بر بالای سردارد و همراهان او با ساز و برگ مرتب در حال حركتند.

در حد فاصل هلال فوقانی ایوان كه تابلو پرشكوهی از روز رستاخیز و حوادث كربلاست اشعاری بر زمینة كاشیهای بسیار خوش رنگ و مشكی نقش شده است.

كافر دلان كه سبط نبی را زكین كشند    دعوی دین كنند و خداوند دین كشند

بگذشته از حسین كه محبوب عالمی است   گویی به خصم خصم تو را گر چنین كشند

این حیرتم كشد كه سلیمان عهد را

این دیو سیرتان بی تاج و نگین كشند

قرآن كنند حفظ و به طه كشند تیغ

یس كنند حرز و امام مبین كشند

نمونه ای كه در زیر آورده شده است یك نمونه از طرحهای كاشی استفاده شده در سقاخانه های مختلف ایران می باشد:

سقاخانه بقعة آقا سید حسین، نزدیك بقعة درفشكالی محلة لنگرود: در سقاخانه غربی است و بر بدنة دیوار شرقی از داغخل، چهار مجلس كاشی كاری است كه رقم سازندة كاشیها و موضوع مجالس بر آنها نوشته شده است. مجالسی كه بر كاشیها نقش شده، شامل چهار مجلس است كه در دو ردیف بر دیوار چسبانیده شده اند. بر مجلس سمت راست ردیف بالا این عبارات خوانده می شود:

قتلگاه و نعش شهدا، آمدن شیر بر سر بالین كشته ها، حضرت سیدالشهدا بر سر نعش علی اكبر، عرب شتر سوار، قاصد مدینه، (بانی خیر حاجی علی آشپز).

بر روی كاشی دیگر این عبارات نوشته شده است: هوالله (رقم عبدالله سنه 1220).

بر مجلس سمت چپ ردیف بالا این عبارات نوشته شده است:

ماه بنی هاشم، ابوالفضل العباس، خیمه گاه حسین، امام زین العابدین بر مجالس پایین برای عبارات خوانده می شود:

رفتن سلطان قیس به شكار (عمل استاد آقائی)، شمایل سیدالشهدا و درویش كابلی (عمل استاد آقائی نقاش). از دیگر نمونه های كاشی كاری مربوط به عاشورا، بقعة آقا سید ابراهیم بن موسی الكاظم علیه السلام در محلة بدیع الله شهر رشت است كه طاقی است به طول 38/6 و عرض 55/3 متر، صندوقی آهنین بر مرقد است كه ضریحی میله ای آهنین دارد. ازارة داخل اتاق تا 72 سانتیمتر كاشی كاری و باقی سفیدكاری است. در گیلوئی اشعار هفت بند محتشم «مرغ هوا و ماهی دریا كباب شد» بر كاشی نوشته شده است.

ادامه دارد

 



نوع مطلب : عمومی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Wilbert
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:35 ب.ظ
Hello my friend! I wish to say that this article is awesome, great written and come with approximately all important infos.
I would like to see more posts like this .
plaza.rakuten.co.jp
سه شنبه 2 خرداد 1396 11:35 ب.ظ
I am genuinely glad to glance at this web site posts
which contains tons of valuable information, thanks for providing these data.
Cathleen
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:57 ب.ظ
Everyone loves what you guys tend to be up too.
This sort of clever work and exposure! Keep up the good
works guys I've incorporated you guys to my own blogroll.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر